فشار آمریکا بر ایران برای گرفتن امتیاز کشورهای منطقه

[ad_1]



فشار آمریکا بر ایران برای گرفتن امتیاز کشورهای منطقه

در هفته‌ای که گذشت اتفاقات متعددی در عرصه داخلی و خارجی رخ داد، که از جمله آن میتوان به شايعات مربوط به اعضا كابينه دولت دوازدهم، اختلافات بابت موضوع «آتش به اختیار» و افطار کارگزاران نظام با مقام معظم رهبری و سخنان رد و بدل شده در آن جلسه اشاره کرد.

از سوی دیگر بحث صادرات گاز ایران به ترکیه هنوز سوژه اصول گرايان است. کاهش قیمت جهانی نفت به ۴۴ دلار، بازگشایی مقدمات خط اعتباري۱۳ میلیارد دلاری کره جنوبی به ایران و اعلام نهایی شدن قرارداد فاز ۱۱ پارس جنوبی با توتال از مهم‌ترین موضوعات و بحث‌ها در عرصه خارجی بود.

در نهایت همه این اتفاقات تحت تاثیر تصمیم سنای آمریکا در خصوص تصویب لایحه تحریم همزمان ایران و روسیه بود که این اختیار را به رئیس جمهور آمریکا می‌دهد که در زمینه مسائل موشکی و به گمان خودشان اقدامات بی‌ثبات کننده ایران در منطقه و مسائل حقوق بشر تحریم‌هایی را اعمال کند. البته در ظاهر این تصمیم ربطی به برجام ندارد و سیاست جدید آمریکا در بازنگری تعهدات بین‌المللی‌اش است. بنابراین به نظر میرسد که آمریکا درصدد است با افزایش فشارها روی ایران امتیازاتی را برای دوستانش در منطقه کسب کند.

 

در این هفته برگزاری خوب و پربار اولین جلسه از «سلسله نشست‌های بررسی تحولات حال و آینده عراق» دغدغه من و همکارانم در اتاق مشترك ايران و عراق شده بود. این نشست که با همکاری اتاق ایران برگزار میشد، با استقبال خوبی از سوی اعضا مواجه شد.

 

آقایان دکتر صبا زنگنه و دکتر آقا‌محمدی در این نشست نقطه نظرات خود را مطرح کردند. آقای زنگنه بیشتر درباره تاریخ عراق و تاثیر عثمانی‌ بر این کشور سخن و اشاره کرد که در آینده نه چندان دور جمعیت عراق از ایران فزونی خواهد يافت و بنابراین بايد با شناخت تاريخ، فرهنگ و علائق مردم عراق، اين بازار بزرگ و دست‌یافتنی را در اختیار ایران بگيرد.

 

دکتر آقامحمدی نیز به بررسی علل عدم موفقیت ایران در توسعه روابط اقتصادی با عراق پرداخت و به نقش اتاق مشترک ایران و عراق در تسهیل روابط با این کشور تاکید کرد.

برای روابط پايدار اقتصادی ایران و عراق تاکید بر مشارکت با تجار عراقی داشت. به باور او اگر نتوانیم منافع مشترکی برای تجار دو کشور فراهم کنیم قطعا میتوان به پایداری مراودات اقتصادی امید داشت.

در حاشیه این نشست مصاحبه‌ای با شبکه جهانی «سحر» داشتم که فایل تصویری آن در بخش چند رسانه ای منتشر شده است و از تخصیص ۵۰۰ میلیون دلار از منابع صندوق توسعه ملی برای تامین مالی پروژه‌های عراق خبر دادم که مورد استقبال رسانه‌ها و فعالان اقتصادی قرار گرفت. درباره نحوه اجرایی شدن این خط اعتباری با دبیر ستاد همکاری اقتصادی عراق و مدیر عامل صندوق ضمانت صادرات ایران تبادل نظر کردم و امیدوارم با همکاری نظام بانکی، صندوق توسعه ملی و دولت عراق هرچه زودتر این خط اعتباری را فعال و شاهد حضور پررنگ شرکت‌های خدماتي وفنی و مهندسی ايران در عراق باشیم.

یکشنبه همچنین پیگیر همایش نجف و کربلا بودم و ساعاتی را نیز در دفتر خودم صرف کردم.

 

بعد از ظهر نشستی با مدیران شبکه جهانی «سحر» داشتم. جالب این بود وقتی که به صدا و سیما رفتم برای اولین بار اعلام کردند که به دلیل مسائل امنیتی اجازه ورود با خوردو شخصی خود را ندارم و مجبور شدم ماشینم را در پارکینگ جام جم بگزارم.

نشست مفصلی با دوستان شبکه جهانی سحر داشتم و درباره اطلاع‌رسانی و تبلیغ کالاهای ایرانی در اقلیم کردستان و عراق بحث و گفت‌وگو کردیم.

همچنین دوستان با ایده من مبنی بر تشکیل کنسرسیومی که قادر باشد با تمام شبکه‌های رادیو و تلوزیون ايراني وعراقي و روزنامه ها و صاحبان بیلبورد عراق قرارداد امضا کند و نیاز فعالان برای تبلیغات را تامین کند موافقت بودند و براي اجرايي شدن ان اقدام خواهند كرد.

 

دوشنبه صبح در جلسه کمیسیون انرژی اتاق تهران شرکت کردم، با این که تا سحر بیدار بودم خود را به جلسه رساندم. موضوع جلسه جایزه ملي بهره‌وری بود. به اعتقاد برخی دوستان سازمان‌هایی که به عنوان سازمان‌های بهره‌ور معرفی و جایزه گرفته‌اند کالایی غیر بهره‌ور تولید میکنند و بنابراین خواستار تجدید نظر در ملاک‌های انتخاب بنگاه‌های دارای جایزه بهره‌وری شدند.

هنچنین درباره همکاری و حضور فعالان بخش خصوصی در هیات داوری این نهاد بحث و قرار شد این تجدید نظر صورت گیرد.

 

ضمنا یکی از فعالان بخش خصوصی که در زمینه بمپ‌هاي ابياري كشاورزي موفق شده مصرف انرژی را تا پنجاه درصد کاهش دهد ايده خود را توضيح داد و مقرر شد طرح خود را به کمیسیون انرژی اتاق ارائه دهد تا توسط دکتر معظمی در شورای اقتصاد مطرح و از محل ماده ۱۲ برای اجرای آن استفاده شود.

این هفته مصادف با شب‌های احیا بود. یکی از اساتید دانشگاه به نام دکتر برکت در همسایگی ما سخنرانی میکند. به قول او سال مسلمانان از رمضان آغاز و تقدیر ما در شب‌های احیا نوشته می‌شود. امیدواریم خداوند آنچه که به خیر و صلاح ماست تقدیر ما قرار دهد .

 

سه‌شبه آخرین جلسه هیات مدیره اتحادیه صادرکنندگان نفت، گاز و پتروشیمی برگزار شد و طی آن آخرین گزارش عملکرد آماده شده مرور شد.

درباره صورت‌های مالی و گزارش حسابرسی و ناظر بحث و گفت‌وگو و همه کارها درباره برگزاری مجمع هیات مدیره اتحادیه هماهنگ شد، سپس درباره دلايل كاهش صادرات در دوماهه امسال بحث وگفتگو شد ودلايل ان تشريح شد، البته بطور معمول در ماه جون وجولاي به علت شرايط اب وهوايي وتعطيلات كاهش مي يابد. سه‌شنبه شب طبق معمول فوتسالی بانشاط و پرانرژی داشتیم .

آخر هفته با آقای دکتر دیواندری درباره مشکلات نظام بانکی و راه‌حل‌های غلبه برآن جلسه داشتم. همچنین دیداری مفصل با آقای دکتر کاظم‌پور اردبیلی داشتم که از مريدان ايشان هستم و همیشه از نقطه‌نظرات و دیدگاه‌های ایشان استفاده‌ کرده‌ام.

تاریخچه مشکلات نفت و راه‌حل‌های برون رفت از آن ، چالش‌هاي دولت آقای روحانی و چگونكي غلبه بر این مشکلات را بحث كرديم. از این که پس از انجام دو عمل جراحی قلب سالم و باانرژی بود خدارا شکر کردم. امیدوارم دولت همچنان از او در حوزه نفت و اوپک استفاده کند.

[ad_2]

لینک منبع

دیپلماسی در برابر بحران‌زایی

[ad_1]


قطر در وادی بحرانی فزاینده


دیپلماسی در برابر بحران‌زایی


وبلاگ > مسلم، متین – عربستان امروز همچون قطر دیروز که میلیاردها دلار پول و سلاح با همکاری ترکیه به منطقه تزریق کرد (برای اهداف مشابه آن چه ریاض الان دنبال می‌کند)، مترصد است آینده را به هر بهایی بخرد! خدای من! شرورانه است، اما موفق خواهد شد؟ احتمالا با قیمتی بسیار گزاف و گران پاسخ در نتیجه نهایی منفی خواهد بود.

ظاهرا در پایان یک نزاع شرم‌آور و خونین تقریبا 6 ساله در خاورمیانه، طرف های اصلی جنگ برای تطهیر خود از آن چه مستقیما مسئول آن شناخته می‌شوند تصمیم به قربانی کردن عضو کوچک باند و شاهد اصلی ماجرا گرفته اند. به قول هایپر لی در رمان جاودانه‌اش “کشتن مرغ مقلد”<<حالا این مرد مسئول این مرگ است. بگذارید این‌دفعه، مرده، خود مرده را دفن کند!>>.

تری دژاردن خاورمیانه‌شناس شهیر فرانسوی در دهه های 50تا 70 میلادی می‌گوید “روز بدون اخبار خاورمیانه، روز جذاب و کاملی نخواهد بود. درست می‌گوید. “تاریخ و سیاست بدون خاورمیانه پوچ و بی‌معناست”.اما وقایع تقریبا 20 روزگذشته خاورمیانه عربی و خلیج فارس از جنبه یی دیگر و متفاوت توجه ها را به سوی خود جلب کرده است.ماجرای قطر!. آنچه می بینیم و مثل آوار در حال ریزش بر سر قطراست، البته کمترین حسی از همدردی در قبال دوحه در من ایجاد نمی کند. دوحه پس از یک دوره همکاری تنگاتنک با ریاض و آنکارا در وضعیتی که نمی دانیم با آن اکنون چه باید کرد!؟ اخلاقا در موضع مناسبی قرار ندارد. پس از تقریبا 6 سال خون ریزی در منطقه،حمایت از تروریسم،آوارگی میلیون ها انسان بی گناه ، نابودی چندین کشور خاورمیانه و شمال آفریقا ونهایتا ناامن کردن پایتخت ها و شهر های اروپایی با حمایت معنوی و ایدئولوژکی ازتروریسمی که به راستی نمی دانیم با آن چه باید بکنیم؟؛ آنهم با همکاری متحدان سنتی خود،دوحه،صرفا به خاطر مخالفت امروز ریاض توقع اغماض و همراهی جامعه بین المللی باخود را دارد.مضحک به نظر می رسد. تلویزیون را که روشن می کنم چشم اندازی از جهنم در برابرم ظاهر می شود آنگاه که عادل جبیر چشم در چشم خبرنگار “سی – ان – ان” از ضرورت مبارزه با تروریسم و قطع کمک به آنها از سوی قطرسخن می گوید.البته عادل جبیرچندان مقصر نیست وقتی رئیس جهور ترامپ به بهای گزافی از ریاض حمایت و واقعیات را معکوس جلوه می دهد .قلب واقعیت یا انعکاس بخشی ازآن!،قربانی کردن حلقه ضعیف یا ترساندن دوحه؛چه فرقی می کند؟بهای آن 110 میلیاردی بود که نقدا توسط ریاض پرداخت شد.خاورمیانه ویران شده بی شک نتیجه آن سیاست ها و رفتارهایی نبوده که قطر تنها مقصر اصلی آن شناخته شود. موضوع منازعات جدید خاورمیانه آنقدر به فراموشی سپرده نشده اند که به یاد آورده نشوند. عادل جبیر و محمد بن سلمان حتما سخنان تند و عتاب آمیز جو بایدن معاون رئیس جمهور اوباما در اکتبر سال 2014 در دانشگاه هاروارد ومتعاقبا سخنان هیلاری کلینتون را فراموش نکرده اند که به صراحت متحدان منطقه یی عرب واشنگتن و نیز ترکیه را مقصر اصلی در تداوم جنگ، رشد نا امنی وتروریسم در خاورمیانه معرفی کردند. گرچه در چنین اعتراف هایی نقش واشنگتن به بهانه کمک به نیروهای میانه رو مخاف بشار اسد و یا کمک به نیروهای نامشخص در عراق نابخردانه وآشکارنادیده گرفته می شود اما صورت واقعی ماجرا در همین گونه اعترافات نهفته است.حال چه اتفاقی رخ داده که قرار به قربانی کردن یک طرف متحد دیروز و دشمن امروز گرفته شده است؟.پاسخ شاید آن باشد که عربستان سعودی سرخورده از عدم تحقق اهداف خود، تصمم به بازبینی نقشش در خاورمیانه گرفته و با مقصر جلوه دادن قطر در وقوع همه مصائب راهی کوتاه را برگزیده باشد!.اینکه عربستان در صددبازنگری از چنین راهی بر آمده فکر میکنم به خودی خود نشان دهند شکست سیاسی و اخلاقی بزرگی برای این کشور باید توصیف شود.این البته شاید نکته مهمی نباشد. مهم و نگرانی اصلی، ما به ازای این بازنگری در ایجاد کانونی از بحران و تشکیل یک هژمونی عربی – فرامنطقه یی ست که ریاض درصدد محور قرار دادن خود در آن به هر قیمتی با هدف رهبری کل منطقه خلیج فارس،خاورمیانه عربی تا شمال آفریقا ست. پیامی بسیار مخاطره آمیزو تنش زا که متاسفانه با پرداخت صدها میلیارد دلار به ایالات متحده شنوندگان و هوادارانی در واشنگتن پیدا کرده است.
عربستان امروز همچون قطر دیروز که میلیارد ها دلار پول و سلاح با همکاری ترکیه به منطقه تزریق کرد(برای اهداف مشابه آنچه ریاض الان به دنبال می کند)،مترصد است آینده را به هر بهایی بخرد!!.خدای من!شرورانه است، اما موفق خواهد شد؟احتمالا با قیمتی بسیار گزاف و گران پاسخ در نتیجه نهایی منفی خواهد بود.ولی چه عواقبی به دنبال خواهد داشت؟ این سوالی به شدت نگران است. در بسیاری از مطالب سیاسی و امنیتی – استراتژیکی که اخیرا مطالعه کردم ندیدم تحلیل گران پاسخی منطقی برای این سوال پیدا کرده باشند. در این میان شاید تنها نقطه امیدواری برخورد بسیار تامل برانگیز و دیپلماسی صبورانه و محتاطانه یی باشد که پاره یی کشورهای منطقه مانند ایران،عمان و شاید تا حدی کویت در پیش گرفته اند.البته نحوه برخورد ،تاملات و تعاملات راهبردی تهران در این بحران کاملا بی سابقه بی شک نقش مهمی در کنترل بحران دارد. محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران همواره تاکید کرده “دیپلماسی دربحران ها ارزش های خود را نشان میدهد”.باید منتظر ماند.

 

matinmos@gmail.com

[ad_2]

لینک منبع

کوهِ شاهوار را بدل به کانون گردوغبار نکنید

[ad_1]


در برابر آن‌چه به دست می‌آوریم، چه چیزهایی را از دست می‌دهیم؟!


کوهِ شاهوار را بدل به کانون گردوغبار نکنید

فعالیت معدن بوکسیت تاش، از حدود سال 1390 از ارتفاع تقریبی 2400 متر آغاز شده و امروز، روی دامنه‌هایی که شیب آن‌ها به پنجاه درجه می‌رسد، به بیش از 3500 متر رسیده است. فعالیت این معدن، با اصل توسعه‌ی پایدار مغایرت تام دارد، و به علت آسیب‌های جبران‌ناپذیری که به شرح زیر به محیط زیست منطقه وارد می‌سازد، خلاف اصل پنجاهم قانون اساسی است:

1- فعالیت معدن‌کاری و جاده‌های متعدد و عریض مربوط به آن، درست در دره‌ی «چشمه‌خرسی» یعنی در سرچشمه و بستر رودخانه‌ی تاش در حال انجام است. با توجه به این که منشأ تمامی آب روستای تاش و بخش مهمی از رودخانه‌ی موجن و آب‌های زیرزمینی جاری به‌سوی بسطام و شاهرود، همین رودخانه است، تردیدی نیست که این معدن‌کاریِ بسیار گسترده و مخرب، نه‌تنها در درازمدت بلکه در آینده‌ی نزدیک، موجب تعمیق بحران آب در این منطقه‌ی خشک خواهد شد.

2- روزانه در حدود سه هزار تن سنگ و خاک با رفت و آمد کامیون‌های بسیار سنگین (بیش از صد نوبت) از دامنه‌هایی که بین بیست تا پنجاه درجه شیب دارند، برداشت می‌شود که این عملیات کلِ دره و یک جبهه از کوه ارزشمند شاهوار را به کانون تولید گرد و غبار بدل ساخته است. در نتیجه، بخش‌های وسیعی از مراتع منطقه و همچنین درختان کهنسال اَوِرس نابود شده یا پوشیده از خاک، در آستانه‌ی مرگ قرار گرفته‌اند.

3- در حالی که کوهستان شاهوار یک زیستگاه مهم حیات وحش است و هنوز گله‌های قوچ و میش و بز کوهی و ردّ پای جانوران بزرگی مانند خرس در منطقه دیده می‌شود، سروصدای کامیون‌ها و تسهیل رفت و آمد شکارچیان غیرمجاز، این زیستبوم را در معرض خطر جدی قرار داده است.

4- کوه شاهوار، روستای تاش، دره‌ و روستای موجن، از جاذبه‌های تاریخی و طبیعی مهم شاهرود است و این جاذبه‌ها از دیرباز منبع درآمدی برای اهالی منطقه بوده که قطعاً می‌تواند از این نظر بسی ارتقا نیز بیابد؛ متاسفانه رفت و آمد کامیون‌های سنگین، گرد و خاک وحشتناک، و دپوی سنگ معدن، جذابیت منطقه را به‌کلی مخدوش کرده است.

5- ریخت‌وپاش زباله و روغن موتور و گازوییل، و دود ناشی از فعالیت ده‌ها ماشین سنگین، سلامت ساکنان تاش و تمامی زیستمندان منطقه را به خطر انداخته است.

6- عرض بسیار زیاد جاده‌ی معدن، و پیشروی آن تا نزدیکی گردنه‌ای که به استان گلستان مشرف است، این ظن را به وجود می‌آورد که دست‌هایی در کار است تا از این منطقه، جاده‌ای به سوی جنگل‌های سیاه‌مرزکوه، شیرین‌آباد و ابر احداث شود.

با توجه به موارد بالا، به مسوولان سازمان حفاظت محیط زیست پیشنهاد می‌شود:

* اسناد ارزیابی زیست‌محیطی معدن بوکسیت تاش بررسی گردد تا مشخص شود که حدود تعیین‌شده برای آن از کجا تا به کجا است، و دست اندرکاران معدن تا چه اندازه پایبند ضوابط بوده‌اند.

* توجیه اقتصادی برداشت بوکسیت از معدن تاش، با توجه به سوخت فراوانی که برای رساندن این سنگ معدن به کارخانه‌ی آلومینای جاجرم (در فاصله‌ی حدود 250 کیلومتری تاش) مصرف می‌شود، بررسی گردد.

* مطابق پاره‌ای مطالعات فنی، برای کشوری مانند ایران که دارنده‌ی نفت و گاز فراوان است، به‌صرفه آن است که به جای تبدیل بوکسیت به شمش آلمینیوم، آلومینا وارد کند و این ماده را به آلمینیوم تبدیل و صادر یا در صنایع داخلی مصرف کند (کاری که کشور امارات هم می‌کند).

* «هزینه‌ی فرصت»های از دست‌رفته مانند ارزش آب و خاک و مرتع، و امکانات گردشگری منطقه محاسبه گردد.

* ارزیابی اثرات اجتماعی این معدن‌کاری انجام شود.

* اگر معدن یادشده تعطیل نمی‌شود، به منظور کاستنِ اثرات فرسایش خاک و تخریب منابع آب، فعالیت آن به ارتفاعات حداکثر تا 2500 متر و شیب‌های تا حدود بیست درجه محدود شود.

 

[ad_2]

لینک منبع

هم‌سویی صداوسیما با بی‌بی‌سی فارسی در ادعای کودتای ۲۸ مرداد

[ad_1]



هم‌سویی صداوسیما با بی‌بی‌سی فارسی در ادعای کودتای ۲۸ مرداد

پیش از این، اسناد دوران ریاست جمهوری هری ترومن و دوایت آیزنهاور مربوط به سال‌های 1952 تا 1954 برابر با 1330 تا 1332 زیر عنوان جلد دهم اسناد روابط خارجی امریکا از سوی وزارت خارجه ایالات متحد امریکا در سال 1989 برابر با سال 1368 خورشیدی انتشار یافته بود. این مجموعه که در برگیرندة 508 سند تاریخی ارزشمند است و در زمان خود طبقه‌بندی «سرّی» و یا «بکلی سرّی» داشته و بسیاری از زوایای تاریک دوران نهضت ملی ایران را افشا کرده‌اند برای پژوهش‌های تاریخی رویدادهای نهضت ملی ایران بسیار سودمند هستند. جلد جدیدی که روز 25 خرداد منتشر شد در واقع مکمّل مجموعة اسنادی است که در سال 1989 منتشر شده بودند و این واقعیت در مقدمه مجلّد تازه انتشار یافته مورد تأکید قرار گرفته است:

1- بي‌درنگ پس از آزاد شدن و انتشار مجلّد تازة اسناد روابط خارجی امریکا، آقای مَلکُم بِرن، که یک آرشیو خصوصی به نام «آرشیو امنیت ملی» را اداره مي‌کند و از تبلیغ کنندگان کودتا علیه مصدق است، شرحی بر این اسناد در سایت خود زیر این عنوان منتشر کرد: «سرانجام وزارت خارجه امریکا اسناد به روز رسانی شدة کودتا علیه مصدق را آزاد کرد».

آقای مَلکُم بِرن به اتفاق مارک گازیورُسکی در جون سال 2002 برابر با خرداد 1381 کنفرانسی با حضور گروهی از مدعیان کودتا علیه مصدق در کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد برگزار کردند و من نیز به این کنفرانس دعوت شده بودم. در این کنفرانس دو روزه مقاله‌ای را ارائه کردم و با دلایل و مستندات تاریخی فراوان نشان دادم در مرداد ماه سال 1332 هیچ کودتایی علیه مصدق انجام نشده و هم او بود که با اجرای طرح انگلستان زمینة صدور فرمان نخست‌وزیری فضل‌الله زاهدی و سپس تسلیم قدرت دولتی به او را فراهم ساخت. هنگامی که دو سال بعد مجموعه مقالات این کنفرانس در سال 2004 از سوی مؤسسة Syracuse University Press انتشار یافت با شگفتی فراوان مقاله‌ای را که من در این کنفرانس ارائه داده بودم حذف کردند. زیرا با انتشار این مقاله، همة ادعاها و تحلیل‌های بی پِی و پایه مقالات دیگر که در صدد جا انداختن فکر کودتا علیه مصدق بودند نقش برآب مي‌شدند. بنابراین ننگ سانسور آن هم در ایالات متحد امریکا را بر خود هموار کردند تا بتوانند همچنان برای دروغ تاریخی «کودتای 28 مرداد» تبلیغات کنند. این مجموعه مقالات سپس به زبان پارسی در سال 1384 در ایران زیر عنوان: «مصدق و کودتا» انتشار یافت. در صفحه آغازین این مجموعه مقالات نوشته‌اند: «این کتاب را به تمامی ایرانیانی که برای استقلال و دموکراسی مبارزه کردند تقدیم مي‌کنیم»!

خوشبختانه متن پارسی مقالة من پس از افزوده‌هایی در 64 صفحه در «فصلنامة سیاست»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در شماره بهار 1386 زیر عنوان «مداخلة انگلستان و امریکا برای براندازی نهضت ملی ایران» به چاپ رسید که درآن با اسناد و مدارک روشن نشان داده‌ام کودتا علیه مصدق یک دروغ تاریخی است و چارچوب دخالت این دولت‌ها در امور داخلی ایران و به شکست کشانیدن نهضت ملی ایران با کارگردانی مصدق را تشریح کرده‌ام.

با این مقدمه اگر بي‌درنگ پس از انتشار مجلّد تازه‌ای از اسناد وزارت خارجه و سازمان اطلاعات مرکزی امریکا آقای مَلکُم بِرن، حدیث کودتا علیه مصدق را تکرار مي‌کنند جای شگفتی نیست.

2- بی بی سی فارسی نیز بی¬درنگ پس از انتشار این مجموعه اسناد جدید، دست به کار شد و به تبلیغ کودتا علیه مصدق پرداخت. متن خبر بی بی سی که همیشه کوشش مي‌کند در نقش «بیطرفانه»ای هدف‌های تبلیغاتی خود را دنبال کند چنین است:
«وزارت امورخارجه امریکا برای نخستین‌بار کتاب اسناد مرتبط با کودتای 28 مرداد که به سرنگونی دولت محمد مصدق منجر شد را منتشر کرده است. این اسناد به وقایع سال‌های 1954-1951 میلادی مي‌پردازد و حوادث قبل از کودتا، عملیات سرنگون کردن مصدق و نیز وقایع پس از آن را در بر می¬گیرد. وزارت خارجه امریکا در سال گذشته میلادی در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما و تصدی جان کِری بر این وزارت‌خانه اجازة انتشار کتاب اسناد کودتای ایران را نداده بود… پیش از این در سال 2013 میلادی نیز سازمان اطلاعات مرکزی، با خارج کردن اسنادی از طبقه‌بندی محرمانه، به نقش خود در آن کودتا اعتراف کرده بود. کودتای 28 مرداد که با همکاری سازمان سیا و سازمان اطلاعات سرّی بریتانیا معروف به ام آی 6 و عناصری در ارتش انجام شد یکی از بحث برانگیزترین وقایع تاریخ معاصر ایران است و طبقه‌بندي‌های سیاسی جدّی میان طیف‌های مختلف دربارة آن وجود دارد…».

3- با انتشار اسناد تازه آزاد شدة وزارت خارجه امریکا، مدیریت سازمان صدا و سیما نیز در بخش¬های خبری صبح روز جمعه 26 خرداد و اخبار شبانگاهی چند بار به «اعتراف دولت امریکا به کودتای 28 مرداد و سرنگون کردن دولت ملی مصدق» پرداخت که این همسویی صدا و سیما با بي‌بي‌سی فارسی در جای خود شگفت‌انگیز است. صدا و سیما در خبر کلیشه‌ای که از شبکه‌های سیما پخش کرد از آن‌جا که هیچ سند و مدرکی بر این‌که مصدق از راه یک کودتا آن هم از سوی دولت امریکا سرنگون شده باشد در دست نداشت روی این واقعیت انگشت گزارد که دولت امریکا رقم پنج میلیون دلار به دولت زاهدی که پس از برکناری مصدق روی کار آمده بود کمک کرد و این را تنها دلیل ادعای کودتا علیه مصدق برای بییندگان برشمرد! این در حالی است که نه در اسنادی که در سال 1989 از سوی وزارت امور خارجه امریکا و نه در اسناد تازه انتشار یافته، کمترین سند و مدرکی که در آن نشان داده شود کودتایی علیه مصدق از سوی دولت امریکا، سازمان سیا و یا سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا سازمان‌دهی شده باشد وجود ندارد. دلیل آن هم روشن است. زیرا در مرداد ماه سال 1332 هیچ کودتایی علیه دولت مصدق انجام نشده است. برعکس انبوهی از اسناد و مدارک در همین مجموعه اسناد ارزشمند وزارت خارجه امریکا وجود دارند که نشان مي‌دهند دولتمردان بلند پایه امریکا و سازمان مرکزی اطلاعات امریکا «سیا» هرگز به نقش مرموز مصدق و طرح بسیار پیچیدة انگلستان برای براندازی و به شکست کشاندن نهضت ملی ایران که به دست مصدق اجرا شد پی نبرده بودند. این طرح براندازی و نقش مصدق چنان پیچیده بوده است که آیت‌الله کاشانی و پیشگامان نهضت ملی ایران که با به خطر افکندن جان خود در برابر اقدامات ضدمیهنی مصدق ایستادگی مي‌کردند نتوانستند به واقعیت‌های نقش مصدق و طرح انگلستان پی ببرند. اگر چه پاره‌ای از آنان با قاطعیت بر وابستگی مصدق به انگلستان در همان هنگام تأکید کردند. عبدالرحمن فرامرزی از نمایندگان مجلس دوره هفدهم که در برابر اقدامات ضدمیهنی مصدق ایستادگی مي‌کرد در پاسخ به تهدید مصدق روز 6 تیر 1332 به تعطیل کردن مجلس در یادداشتی که روز 8 تیر ماه در روزنامة آتش منتشر کرد به پیشینة سیاسی مصدق و وابستگی او به انگلستان پرداخت و در بخشی از آن چنین نوشت:  «آن‌هایی هم که تو را و هم انگلیس‌ها را مي‌شناسند مي‌دانند که انگلیس‌ها برای چنین روزی تو را تربیت کرده‌اند و این برگ‌های سیاسی را که تو روی میز مي‌زنی در کارخانه لندن ساخته شده است».

سید ابوالحسن حائري‌زاده از نمایندگان پایه‌گزار نهضت ملی ایران و نمایندة مجلس هفدهم و لیدر «فراکسیون آزادی» در این مجلس نیز در پاسخی که به هواداران مصدق روز 29 تیر 1332 داد به خبرنگار روزنامة آتش چنین گفت: «آقایان تصور کرده‌اند که مصدق علیه انگلیسي‌ها قیام کرده و حال آن‌که دکتر مصدق و فامیل و اجداد او مخلوق انگلستان هستند. مصدق‌السلطنه را باید به اَشدّ مجازات رسانید. من و کلیه آن¬هایی که سال‌هاست علیه استعمار انگلستان مبارزه کرده‌ایم هیچ‌گاه دست از اعمال و رویّه خود بر نخواهیم داشت».

عبدالرحمن فرامرزی که با قلم سحرانگیز خود بر اقدامات ضدمیهنی مصدق پرتوافکنی مي‌کرد نیز در بخشی از یادداشتی که روز 28 تیر ماه 1332 در روزنامه آتش منتشر کرد در زمینه تلاش مصدق برای تعطیل مشروطیت و منحل کردن مجلس چنین نوشت: «این بازی را که شما مي‌بینید بازی خارجی است. میدان بازی ایران است ولی بازی، ایرانی نیست. اگر ایرانی بود به صورت خشونت و نزاع و کینه و عداوت داخلی در نمي‌آمد. یک ملت وقتی خواست برای سعادت خود کار بکند با هم متحد مي‌شود. تخم محبت و برادری و مساوات و مُؤاسات ]یاری دادن[ بین خود می‌کارد. زیرا تا با هم دوست و متحد نشوند همکاری ایشان غیرممکن است… دوست میان برادران و اقوام، دشمنی نمي‌افکند. آن‌که میان طایفه، دشمنی مي‌افکند دشمن است. داخلی در داخلة مملکت خود آتش فتنه و فغان نمي‌افروزد. آن‌که مي‌افروزد خارجی است. شما به این دو سالة حکومت مصدق و کارهای او از اوایل این نهضت نگاه کنید، جز این‌که مشعل فتنه و نفاق را در دست داشته و تا دستش رسید در تمام مملکت آتش خصومت و نفاق و کینه و عداوت بین تمام مردم افروخته دیگر کاری کرده است؟ وسیلة پیشرفت او دستیارانش که بعضیها بلا شک نوکر روس و بعضی دیگر خادم درگاه انگلیسند غیر از تهمت و افترا و جعل و تزویر و دروغ و سمّ پاشی و ایجاد نفاق و خصومت میان مردم چیز دیگری بوده است؟…».

اسناد به جای مانده از ایستادگی نمایندگان شجاع مجلس دورة هفدهم و روزنامه‌نگاران مستقل در برابر اقدامات ضدمیهنی مصدق و دخالت انگلستان در امور داخلی ایران برای ناکام ساختن نهضت ملی ایران برگ‌های زریّنی در دفاع از آزادی، مشروطیت و مردم سالاری در تاریخ معاصر ایران هستند که در این نوشته کوتاه فرصت بازگو کردن آن‌ها وجود ندارد.

4- در حالی که سازمان صدا و سیما بر مبارزات افتخارآمیز پیشگامان نهضت ملی ایران سرپوش می-گذارد اکنون در یک همسویی آشکار با بی بی سی فارسی و برای اثبات کودتا علیه مصدق، به کمک پنج میلیون دلاری امریکا به دولت زاهدی انگشت گزارده است. با چشم پوشی از این‌که این کمک مالی هیچ دلالتی بر کودتا علیه مصدق ندارد واقعیت دردناک دورة دو سال و چهار ماهة نخست‌وزیری مصدق این است که او در آغاز به کار خود در برابر مجلس شورای ملی و ملت ایران متعهد گردید قانون ملی کردن نفت را اجرا و از درآمدهای نفتی برای رفاه و آسایش عمومی بهره‌برداری کند. ولی به رغم پیشنهادهایی که به دولت او شد و این پیشنهادها کاملاً در چارچوب قانون ملی کردن نفت بودند از هر گونه گفتگوی سازنده‌ای دربارة آن‌ها خودداری کرد. او با قطع درآمدهای نفتی و کوتاهی از انجام هرگونه اقدام سودمندی برای تأمین درآمدهای جایگزین برای کشور همه سرمایه‌های کشور را مصرف و خزانه کشور را خالی کرد. مستندترین گزارش را در این زمینه دکتر علی امینی که وزیر اقتصاد ملی دولت مصدق بود پس از برکناری دولت او در جلسه 51 مجلس شورای ملی ارائه داد و در بخشی از آن گفت: «دولت مصدق با مصرف کردن همة ذخایر ارزی و ریالی کشور در سال 1330 و با گرفتن وام¬های متعدد از بانک ملی و فروش اوراق قرضه در سال 1331، چند میلیارد بدهی به بار آورد و نزدیک به 400 میلیون تومان اسکناس غیرقانونی چاپ کرده بود. سرانجام در مرداد ماه 1332 کفگیر به ته دیگ خورده و هیچ‌گونه امکانات مالی برای پرداخت حقوق کارکنان و انجام تعهدات دولت باقی نمانده بود». (روزنامه اطلاعات، 18 مهر 1333)

قطعاً حل و فصل نکردن موضوع نفت در خلال دو سال و چهار ماه نخست‌وزیری مصدق و ایجاد بن‌بست مالی در کشور در اجرای سیاست انگلستان بوده است. انگیزة این سیاستِ مداخله‌جویانه نیز به فقر و تنگدستی کشیدن ملت ایران و تُهی ساختن خزانه کشور و زمینه‌سازی برای تحمیل قرارداد نفتی مورد نظر انگلستان به ایران بوده است. اگر دولت امریکا در این اوضاع و احوال کمک مالی پنج میلیون دلاری به زاهدی کرد دلیل آن تُهی بودن خزانه کشور و این واقعیت بوده است که زاهدی با میراث شوم مصدق یعنی ناتوانی در پرداخت حقوق کارکنان دولت روبرو بود و یکی از انگیزه‌های کمک مالی دولت امریکا نیز آن بود که در اوضاع و احوال جنگ سرد که دولت شوروی سابق به دنبال گسترش حوزة نفوذ خود بود دولت ایران بتواند روی پای خود بایستد. اکنون صدا و سیما این کمک مالی را دلیل انجام کودتا از سوی امریکا علیه دولت مصدق بر شمرده است! اگر مدیریت این رسانه به دنبال بهره‌برداری درست از این اسناد بود حداقل مي‌توانست به سند شماره 355 به تاریخ 25 آگست 1953 برابر با 3 شهریور 1332 و چند روز پس از روی کار آمدن زاهدی توجه کند و آن را برای بینندگان بازگو کند. موضوع این سند نیز گزارش گفتگوی معاون وزیر خارجه امریکا با آقای هارولد بیلی، از سفارت انگلستان در امریکا و مربوط به کمک مالی دولت امریکا به زاهدی است. تا هنگامی که مصدق بر سر کار بود، انگلستان اطمینان داشت او سیاست انگلستان را در زمینه خودداری از حل و فصل موضوع نفت اجرا خواهد کرد و بن‌بست مالی دولت ایران ادامه خواهد یافت. ولی نکته با اهمیت این است که حتی پس از روی کار آمدن زاهدی، دولت انگلستان به دنبال ادامة تحمیل تنگنای مالی به دولت ایران تا دستیابی به قرارداد نفتی که رضایت این دولت را تأمین کند بوده است. در این گزارش «سرّی» در پاسخ معاون وزیر خارجه امریکا که قصد این دولت را به پرداخت یک کمک 60 میلیون دلاری به دولت ایران برای آن‌که بتواند امور کشور را تا هنگامی که درآمد نفت در اختیارش نیست اداره کند، آقای هارلد بیلی گفته است: «تنها نگرانی وزارت خارجه انگلیس این است که ایالات متحد، مبلغ کلانی پول در اختیار دولت ایران نگذارد که انگیزة ایران را به حصول توافق در موضوع نفت از بین ببرد. به عقیدة وزارت خارجه انگلیس، پرداخت مبالغی نظیر 100 میلیون یا 200 میلیون دلار ممکن است به از بین بردن انگیزه بینجامد…».

این نوشته را به پایان مي‌برم و با قاطعیت مي‌افزایم که نه در اسناد وزارت خارجه امریکا مربوط به سال 1989 و نه اسنادی که به تازگی انتشار یافته‌اند سند و مدرکی بر این‌که مصدق با یک کودتا آن هم از سوی امریکا برکنار شده باشد وجود ندارد. این در حالی است که اسناد به جای مانده از مبارزات آیت‌الله کاشانی و نمایندگان مجلس شورای ملی دوره هفدهم که در برابر اقدامات ضدمیهنی مصدق و برنامه‌ریزي‌های انگلستان برای براندازی نهضت ملی ایران ایستادگی کردند و نیز خاطرات ارزشمندی که در 65 سال گذشته انتشار یافته‌اند انبوهی از اسناد و مدارک تاریخی را در اختیار پژوهشگران تاریخ کشور ما قرار داده¬اند که شناخت واقعیت‌های تاریخی ناکامی نهضت ملی ایران را روشن ساخته‌اند. سرانجام بیان این حقیقت را نیز شایسته می‌دانم که اگر انگلستان و وابستگان آن بر دروغ تاریخی کودتای 28 مرداد علیه مصدق تأکید و آن را تکرار مي‌کنند برای آن است که مداخلة این دولت در امور داخلی ایران آشکار نشود. مدیریت سازمان صدا و سیما با چه انگیزه‌ای این دروغ تاریخی و روایت خلاف واقع را در هر فرصتی تکرار می‌کند؟ در حالی که ادعای کودتای 28 مرداد یک دروغ تاریخی و ناسازگار با اسناد و مدارک معتبر تاریخی است مدیریت سازمان صدا و سیما، اسناد تازه انتشار یافته وزارت خارجه امریکا و سازمان سیا را به عنوان اسناد اعتراف دولت امریکا بر کودتا علیه مصدق به بینندگان معرفی مي‌کند. ولی دلایل و مدارک تاریخی قطعی و روشنی را بر این‌که برکناری مصدق از نخست‌وزیری پیامد مستقیم برگزاری رفراندوم خلاف قانون اساسی و منحل کردن مجلس از سوی او بوده است نادیده مي‌گیرد. این واقعیت چنان آشکار بوده است که آیت‌الله کاشانی در گفتگو با خبرنگار روزنامه مصری «اخبار الیوم» در 23 شهریور 1332 با روشنی هرچه بیشتر گفت:

«مصدق وقتی پارلمان را منحل کرد با دست خودش خانه‌اش را خراب کرد. اگر پارلمان موجود بود شاه نمي‌توانست قبل از موافقت پارلمان حکم عزل او را بدهد…». (روزنامه کیهان، 23 شهریور 1332).

امام خمینی نیز در پاسخ به خبرنگاری در نوفل لوشاتو در پاریس روز 26 آبان سال 1357 به درستی بر نقش قاطع منحل کردن مجلس و صدور فرمان برکناری مصدق چنین تاکید کرد: «غفلت دیگر این‌که مجلس را ایشان (مصدق) منحل کرد و یکی یکی وکلا را وادار کرد که بروید استعفا بدهید. وقتی استعفا دادند یک طریق قانونی برای شاه پیدا شد و آن این‌که بعد از این‌که مجلس نیست تعیین نخست‌وزیر با شاه است». (صحیفة نور، جلد 3، برگ 36)

در آن هنگام که این اظهارنظرهای روشن و قاطع برای نشان دادن چگونگی برکناری مصدق از نخست‌وزیری مطرح شد هنوز اسناد و مدارک تاریخی به ویژه اسناد وزارت خارجه امریکا منتشر نشده بودند. ولی اکنون مدیریت سازمان صدا و سیما با نادیده گرفتن انبوهی از اسناد و مدارک داخلی و خارجی همچنان به فریب مردم و تکرار دروغ تاریخی کودتای 28 مرداد ادامه مي‌دهد.

استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی تاریخ: 27 خرداد 1396

29214

[ad_2]

لینک منبع

خشونت‌ورزی محصول خلاصه‌کردن آدم‌هاست

[ad_1]


روان‌شناسی سنگ‌دلی؛


خشونت‌ورزی محصول خلاصه‌کردن آدم‌هاست

یکی از پرسش‌هایی که با دیدن یا شنیدن اخبار حوادث تروریستی در رسانه‌ها، به ذهن هجوم می‌آورد این است که چگونه یک انسان می‌تواند به میزانی از سنگدلی و بی‌رحمی برسد که فرد بی‌گناهی را بکشد؟

دایان بارت، در مطلبی نظر چهار روان‌شناس را به اختصار مرور کرده است:

«زیگموند فروید» بر این باور است که دگرآزاری، یا تمایل به ایجاد درد در سایر انسان‌ها، نتیجۀ ترکیبی از میل جنسی و خشونت و پرخاشگری است، که مبنای روان‌شناختی و زیست‌شناختی دارد و بخشی طبیعی از ماهیت بشری است. او معتقد است که کار والدین در زندگی «تربیت» وحشی‌های کوچک است، یعنی آموزش کودکان برای کنترل تکانه‌های طبیعی تا بتوانند در این جهان با سایر انسان‌ها زندگی کنند. بنابراین او می‌اندیشد که ما همیشه امکان کنش بر اساس تکانه‌ها را داریم. به همین علت است که بعضی از ما به شکل بهتری دیگران را کنترل می‌کنیم.

«هانس کوهوت» یکی از طرفداران مکتب روانکاوی فروید بود، که در دهۀ 1970 از این مکتب کناره گرفت. او نظریۀ «روان‌شناسی خویشتن» را ارائه داد و استدلال کرد که خشونت و پرخاشگری نسبت به دیگری همیشه حاصل تحریک روان‌شناختی است. منظور کوهوت این بود که خشم، تندخویی و بیزاری همیشه معنای روان‌شناختی و هیجانی دارند، اگرچه همیشه مشاهده‌پذیر و به‌سادگی تبیین‌شدنی نیست. گاهی رفتار دیگرآزارانه و تندخویانه نتیجۀ چیزی است که او «فروپاشی» می‌نامد؛ یعنی زمانی که فرد حس می‌کند سردرگم، ناامید و متلاشی است. بر اساس نظریۀ کوهوت، این حس بیشتر اوقات محصول درک و تأیید نشدن فرد توسط دیگرانِ مهم است. به باور کوهوت، اگر ما درک و پذیرفته نشویم، خودمان را گم می‌کنیم و آشفته می‌شویم. تندخویی و نفرتی که دیگری را نشانه رفته، می‌تواند راهی برای انسجام‌بخشی به ما باشد.

«کریستوفر بالس»، روان‌کاو و نویسندۀ انگلیسی، می‌گوید که در پس بیزاری و رفتار نفرت‌انگیز، پوچی ژرفی وجود دارد. برای او تندخویی، خشم و بیزاری شیوه‌های پُرکردن آن پوچی است. برای چنین فردی، احساس دگرآزاری بهتر از بی‌حسی مطلق است.

«روت اِستین»، روان‌کاو آمریکایی، به‌درستی دربارۀ تروریست‌هایی نوشته است که سایر افراد را به‌نام خدای‌شان ازبین می‌برند. او تصور می‌کند که تروریست‌ها بیشتر اوقات به موجودی برتر صورت آرمانی می‌بخشند، تا بر تنفری درونی نسبت به خودشان، سرپوش بگذارند. این فرضیه می‌تواند دربارۀ کسانی هم صادق باشد که به نام حفظ اخلاق دینی به دیگران آسیب می‌زنند.

بارت این‌گونه جمع‌بندی می‌کند: ظاهراً هر یک از این ایده‌ها بخشی از حقیقت را بازگو می‌کند. البته، داده‌های بسیاری دربارۀ کودکانی وجود دارد که به‌صورت بدنی یا احساسی، توسط پدرومادرشان یا سایر افراد آسیب دیده‌اند، و بدل به بزرگ‌سالانی شدند که نسبت به دیگران سنگ‌دل بودند. اگرچه عکس این حال هم دیده شده است.

از سوی دیگر، «الکس لیکرمن» با اشاره به نظرات «گابریل مارسل» در مقالۀ «روح تجریدی به مثابۀ عنصر جنگ‌آفرین»، اصطلاح «روح تجرید» را به کار برد، یعنی آدم‌ها را به مثابۀ «کارکرد» پنداشتن، و نه «انسان» دیدن. در اوائل تاریخ آمریکا بخش وسیعی از جمعیت آمریکایی‎های آفریقایی‌تبار به عنوان «بردگان» برچسب خوردند و هویت آنان نه به مثابۀ انسان، که به عنوان ایده‌ای مجرد تقلیل داده شد. چنین تصوری به برده‌داران اجازه داد برده‌های‌شان را اموال خود بینگارند. هیتلر به بیشتر آلمانی‌ها باوراند که بخشی از جمعیت‌شان را به عنوان «یهودی» بپندارند، او این کار را با خلاصه‌کردن هویت‌ انسانی آنان در موجوداتی پَست، انجام داد. آمریکایی‌ها در عوض، ژاپنی‌ها را به «ژاپ»ها تلخیص کردند، اصطلاح خفت‌آوری که آنان را به جای انسان‌های دارای امید، عشق و خانواده، به «دشمنی» تقلیل داد که می‌توان بر سرش دو بمب اتمی افکند.

لیکرمن در انتها چنین نتیجه می‌گیرد: من به طور جدی باور دارم که اگر خود را به گونه‌ای پرورش دهیم که از تجرید و خلاصه‌کردن افراد بپرهیزیم، مطمئناً سنگ‌دلی در تمام شکل‌هایش بسیار کم‌یاب‌تر از چیزی که اکنون شاهدش هستیم، خواهد بود.

[ad_2]

لینک منبع

امنیت یا برگزیت؟!

[ad_1]

گروه سیاسی-سید علی کرمانی: انتخابات پارلمانی انگلیس در حالی با کاهش کرسی های حزب محافظه کار به پایان رسید که کمتر کسی انتظار داشت جرمی کوربین چپگرا بتواند تعداد کرسی های حزب کارگر را تا این اندازه افزایش دهد. بر همین اساس به دلیل عدم در اختیار داشتن اکثریت مطلق در پارلمان از سوی حزب محافظه کار، زمزمه ها حاکی از این است که حزب کارگر به رهبری جرمی کوربین قصد خیزیش برای به دست گرفتن نخست وزیری انگلیس و تشکیل دولت آینده را در این کشور دارد. در همین ارتباط گفت‌وگویی با نصرت‌الله تاجیک دیپلمات پیشین و تحلیل گر مسائل اروپا انجام داده ایم که نقطه نظرات وی را در پی می خوانید:

– انتخابات پارلمانی انگلیس برخلاف انتظارات با کاهش کرسی های حزب محافظه کار و افزایش کرسی های حزب کارگر همراه بود. باتوجه به اینکه در طول سال های گذشته به ویژه پس از عدم موفقیت حزب کارگر با نخست وزیری گوردون براون، دلیل موفقیت دوباره حزب کارگر را چگونه تحلیل می کنید؟
خانم تِرزا مِی به دو دلیل نتوانست موفق ظاهر شود. نخست خصوصیت ها و ویژگی های منفی او در رهبری حزب محافظه کار و جامعه بریتانیا و دیگری خیانت نظرسنجی ها به پیروزی او در انتخابات. این دو مولفه باعث شد حزب محافظه کار 12 کرسی خود را از دست بدهد. از این 12 کرسی تعداد 8 کرسی کسانی بودند که در کابینه تِرزا مِی حضور داشتند که این یعنی وی 8 نفر از اعضای کابینه خود را از دست داد. اینکه این 8 نفر تا چه اندازه در کابینه موثر بودند و در جریان برگزیت چقدر می توانستند موثر باشند، بحث دیگری است که به اطلاعات زیادی نیاز دارد. اگر برخی از ویژگی های منفی تِرزا مِی در رهبری چنین وضعیتی را برای او رقم زد، در مقابل برخی از ویژگی های مثبت رهبری حزب کارگر باعث شد که با نوع شخصیت و دیدگاه هایش در انتخابات کرسی های بیشتری را به دست آورد.

اگر به خاطر داشته باشید در جریان نظر خواهی درباره رفتن یا ماندن در اتحادیه اروپا، دیوید کامرون بر خلاف انتظار خود گمان نمی کرد برگزیت رأی بیاورد. البته لازم است یادآور شوم هدف انگلیسی ها از برگزیت اخذ امتیازات بیشتر از اتحادیه اروپا بود، چراکه انگلیس به طور کامل در اتحادیه اروپا حضور کامل نداشت و برخی از بخش های اتحادیه را نپذیرفته بود. انگلیس در پیمان «شینگن» نبود و همواره سعی می کرد از طرق مختلف امتیازات یک طرفه از اتحادیه اروپا بگیرد. دیوید کامرون همین نیاز مردم انگلیس را دید و در نظر داشت که از طریق همه پرسی برای خروج از اتحادیه اروپا یک فشار روانی به اتحادیه وارد کند و ضمن گرفتن امتیازات بیشتر از بازار واحد اروپا در مسائل اقتصادی بیش از پیش بهره مند شوند. مسئله اقتصاد برای انگلیس مسئله ای حیاتی است. آن ها برای بالا بردن یک «پنس» قیمت بنزین هزاران «پوند» هزینه مطالعه، تحقیق و مناظره می کنند تا اجرای آن را به نفع یا ضرر خود ارزیابی کنند و سپس به اجرای آن بپردازند. زمانی که برگزیت برخلاف انتظارات با رأی مثبت شهروندان انگلیس مواجه شد، دیوید کامرون بر اصول خود ایستاد و گفت چون خروج بریتانیا از اتحادیه بر خلاف نظر من است، رهبری حزب محافظه کار را ادامه نمی دهم. پس از آن بود که همه پشت سر تِرزا مِی جمع شدند. در آن مقطع خانم مِی اجماع مقتدری درون حزب داشت، در حالی که بر خلاف او، جرمی کوربین در حزب کارگر با اختلافات درون حزبی فراوانی رو به رو بود. انتقادات زیادی از کوربین صورت می گرفت که یکی از آن ها به رویکرد او در ارتباط با برگزیت بازمی گشت. تِرزا مِی و کوربین با دو خاستگاه متفاوت وارد کارزار انتخابات پارلمانی شدند.

در اینجا دو نکته قابل توجه است. تِرزا مِی و دیوید کامرون نخست وزیر پیشین انگلیس و رهبر حزب محافظه کار از مخالفان خروج انگلیس از اتحادیه اروپا بودند، اما این تِرزا مِی بود که با وجود مخالفت شخصی با برگزیت، وعده به تحقق آن داد، در حالی که جامعه مدنی انگلیس چنین تعارضی را نمی تواند هضم کند. چنین رویکردی از سوی تِرزا مِی از دید جامعه انگلیس یک فرصت طلبی و اقدامی برای کسب قدرت تلقی شد. درواقع زمانی که یک سیاست مدار از پرنسیپ و اصول خود دور می شود برای جامعه قابل پذیرش نیست. در سوی مقابل حزب کارگر توانست با استفاده از شرایط جهانی وضعیت مطلوب تری را برای خود رقم بزند. در چند سال گذشته جوّی در فضای سیاسی جهانی شکل گرفت که مطالبه می کرد جوانان در مشارکت های سیاسی و مدنی حضور داشته باشند. این جوّ را در انتخابات 92 و 96 ایران هم شاهد بودیم که جوانان زیادی در پای صندوق های رأی حاضر شدند. در انگلیس نیز بخش موثر آراء متعلق به جوانان بود که در دوره های قبل معمولا غایب بودند و شرکت نمی کردند. بنابراین جوان گرایی و به صحنه آمدن جوان ها باعث بالا آمدن رأی حزب کارگر شد و حتی طبق آمار منتشر شده، پس از انتخابات حزب کارگر توانست تعداد 150 هزار عضو جدید ثبت نام کند.

– حال که تِرزا مِی نتوانست برخلاف انتظاری که داشت اکثریت مطلق را در پارلمان انگلیس به دست آورد، فکر می کنید دولت آینده انگلیس توسط حزب محافظه کار و با ائتلاف با احزاب دیگر تشکیل خواهد شد یا این مسئولیت با اعلام شکست حزب محافظه کار به حزب کارگر سپرده خواهد شد؟
دولت فعلا توسط حزب محافظه کار کابینه خود را با ائتلاف با حزب اتحاد طلب ایرلند شمالی تشکیل خواهد داد. حزب اتحاد طلب ایرلند شمالی به همان میزان که برخی از سیاست های حزب محافظه کار را قبول دارد، به همان میزان با بخشی از سیاست های حزب محافظه کار مخالف است. این حزب از نظر اجتماعی راست و از نظر اقتصادی چپ به حساب می آید. بخشی که به حزب محافظه کار نزدیک است با این ائتلاف موافقند، در حالی که بخش مخالف اقبالی برای همکاری از خود نشان نمی دهند. تا این لحظه این دو حزب نتوانسته اند به جزئیات برنامه ائتلافی یا همکاری های خود برسند. همانطور که گفته شده در جلسه آینده که در پارلمان و در حضور ملکه خواهد بود برنامه هایی ارائه نخواهد شد و این بر روند عادی برگزیت و باقی برنامه ها تاثیر گذار خواهد بود. اگر حزب محافظه کار نتواند این مسئله را پیش ببرد، سعی خواهد کرد مشکلش با این حزب کوچک را حل کند، اما به دلیل یک سری اختلافات به ویژه در زمینه اصلاحات داخلی و خروج از اتحادیه اروپا ممکن است بعدها مشکلاتی میان این دو حزب ایجاد شود.

به همین خاطر در آینده سه حالت پیش خواهد آمد، یا این ائتلاف بسیار ضعیف خواهد بود که سبب می شود برگزیت به درستی و مطابق میل انگلیسیها پیش نرود، یا ائتلاف موفق اما انگلیس به نوعی مرحله ائی عقب نشینی می کند و اگر این عقب نشینی تدوام یابد، با موضع ضعیفی از اتحادیه خارج خواهد شد. موضعی که نتواند از طریق آن امتیاز ویژه ای بگیرد. سناریوی سوم این است که احتمالا اگر نتواند علاوه بر برگزیت مسائل دیگر جامعه را هم حل کند، در آن صورت حزب کارگر از طریق ملکه و یا از طریق انتخاباتی دیگر به صحنه می آید.

– با توجه به عقاید ضد آمریکایی حزب کارگر، بر سر کار آمدن این حزب چه تبعاتی برای انگلستان و سیاست های جهانی خواهد داشت؟ به ویژه اینکه میان اتحادیه اروپا و ایالات متحده چالش هایی جدی ایجاد شده است.
چیزی که ما به عنوان اختلاف با آمریکا از آن یاد می کنیم، باید در زمینه های مخصوص به خود تحلیل شوند. مشکل ایران با آمریکا و ترامپ با اختلافات اروپایی ها با آمریکا متفاوت است. آن ها در قالب تعامل پیش می روند. اما در هر حال اگر شرایط به سمتی برود که جرمی کوربین نخست وزیر شود، اختلافاتی که میان کوربین و ترامپ وجود دارد در کنار مشکلات فرانسه و آلمان با ترامپ، فضایی برای ایران و سایر کشورهای در حال توسعه به وجود می آورد که اتفاق میمونی است. این فرصت مستقیما ایران، خاورمیانه و بسیاری از کشورها را در بر می گیرد و ایران را از زیر فشار مستقیم آمریکا خارج می کند. در چنین شرایطی عقل حکم می کند که ما نیز سلسله اقدامات و تعاملاتی ایجاد کنیم تا با ایجاد یک اردوگاه از اختلافات به وجود آمده استفاده کنیم. البته من به تداوم دولت ترامپ خوشبین نیستم، چراکه مشکلاتی که وی در دورن آمریکا به وجود آورده موقعیت او را تضعیف کرده است.

منبع: روزنامه ستاره صبح مورخ شنبه 27.3.96 با عنوان نظر سنجی‌ها به ترزا می خیانت کردند.

[ad_2]

لینک منبع

فیلم | رهبر انقلاب: گله‌ از سران کشور موجب نشود عده‌ای راه بیافتند علیه این و آن شعار دادن!

[ad_1]



فیلم | رهبر انقلاب: گله‌ از سران کشور موجب نشود عده‌ای راه بیافتند علیه این و آن شعار دادن!


چند رسانه‌ای > فیلم – رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم آذربایجان در بهمن ماه ۹۱ فرمودند: اینکه گله‌‌گزاری کردم از بعضی از مسئولان و سران کشور موجب نشود عده‌ای راه بیافتند علیه این و آن شعار دادن! نه! بنده با این کار هم مخالفم.

[ad_2]

لینک منبع

شماتیک نهایی آیفون ۸ و آیفون ۷ اس پلاس/ عکس

[ad_1]

به گزارش خبرآنلاین، بر این اساس، ابعاد و تصاویر شماتیک محصول نهایی لو رفته است که در زیر مشاهده می‌کنید.

ظاهراً وجه تمایز طراحی آیفون 8 با دوربین دوگانه افقی در پشت با آیفون 7 اس پلاس با دوربین دوگانه عمودی به خوبی مشهود است.

جدول زیر ابعاد گوشی‌های آیفون 7، 7 پلاس، 7 اس پلاس و آیفون 8 را نشان می‌دهد.

نکته جالب‌توجه در این جدول سایز آیفون 8 است که ما بین آیفون 7 و 7 پلاس یعنی 143.4 میلی‌متر تعریف‌شده و در حالی است که نمایشگر 5.8 اینچی دارد. (گلکسی اس 8 در ابعاد 148.9 میلی‌متر است)

اینکه حسگر اثرانگشت در پشت‌گوشی دیده می‌شود، جای تعجب دارد. اپل در آیفون 8 ادعا کرده که حسگر را به‌درستی زیر نمایشگر قرار داده است اما اگر این شماتیک درست باشد، داستان کاملاً عوض می‌شود. شاید هم مدل‌های جدید آیفون 7 اس پلاس این‌گونه تعریف‌شده‌اند.

یادمان نرود شبیه این شماتیک را در مراسم رونمایی از آی او اس 11 در WWDC  حین کنفرانس افتتاحیه دیده‌ایم که در زیر مشاهده می‌کنید.

 

معرفی آی او اس 11 در WWDC 2017 و گوشیه ای از آیفون مشابه تصاویر بالا / عکس‌های زیر

5656

[ad_2]

لینک منبع

قدیمی‌ترین سیاره منظومه شمسی را بشناسید

[ad_1]

به گزارش همشهری آنلاین،نتايج تحقيقات محققان لابراتورا ملي لارنس ليورمور نشان مي‌دهد هسته سياره مشتري در عرض دو تا سه ميليون سال پس از تشكيل شدن، به جرمي 50 برابر بيشتر از زمين دست‌يافته‌است.

دانشمندان پيش از اين مدل‌هاي رايانه‌اي از روند تولد سياره مشتري را ايجاد كرده‌بودند اما اين اولين‌باري است كه حقيقتي درباره اين سياره براساس محاسبات انجام‌گرفته در آزمايشگاه آشكار مي‌شود. محققان براي رديابي فرايند تولد سياره،‌ مواد فرازميني مانند شهاب‌سنگ‌هاي باستاني كه به سطح زمين افتاده‌بودند را مورد بررسي قرار دادند.

سامانه خورشيدي حيات خود را در شكل صفحه‌اي از غبار و گاز درحدود 4.6 ميليارد سال پيش آغاز كرده‌است، در ميان سياره‌ها،‌ابتدا سياره‌هاي گازي شكل گرفته‌اند و پس از آن سياره‌هاي فلزي و سنگي مانند زمين متولد شده‌اند، سياره مشتري بزرگترين آنها است كه با وجود گازي بودن،‌جرم آن 300 برابر جرم زمين است،‌از اين رو اخترشناسان به سن اين سياره مشكوك شدند و احتمال دادند قدمت آن از بقيه سياره‌ها بيشتر باشد.

مطالعه جديد از اين فرض پشتيباني مي‌كند، زماني كه سياره مشتري متولد شده،‌در حين رشد و چرخيدن به دور خورشيد نواري بزرگ از گاز و غبار را صرف بزرگتر شدن خود كرده‌است. علاوه بر اين مشتري مانند يك حصار مانع از ورود شهاب‌سنگ‌ها خودسر به بخش‌هاي داخلي سامانه خورشيدي شده‌است. زماني كه سامانه خورشيدي يك ميليون ساله شد،‌قدرت سياره مشتري به اندازه‌اي بود كه مانع از عبور اجرام كيهاني از مدارش شود.

پس از آن زماني كه سامانه خورشيدي به سن چهار ميليون سالگي رسيد،‌جرم سياره مشتري 50 برابر جرم زمين شد و فاصله آن تا خورشيد كمتر شد. همين موضوع باعث كاهش قدرت بازدارندگي سياره شده و سنگ‌هاي خارجي با مواد داخلي سامانه تركيب شدند. اين سنگ‌ها امروز در كنار يكديگر در كمربندي ميان مشتري و مريخ قرار گرفته‌اند.

مطالعه جديد شواهدي مبني بر اين رويداد نشان مي‌دهند كه سياره مشتري به صورت موقت جمعيت شهاب‌سنگ‌هاي سامانه را به دو نيم تقسيم كرده‌است، آنهايي كه ميان مشتري و خورشيد قرار گرفته اند و آنهايي كه فراتر از مشتري قرار دارند. محققان با بررسي ساختارهاي شيميايي شهاب‌سنگ‌هايي كه به زمين رسيده‌اند،‌نه تنها سن اين اجرام،‌ بلكه دو گروهي كه به آنها متعلق بوده‌اند را نيز تعيين كرده‌اند.

براساس اين مطالعه گروه‌هاي شهاب‌سنگي يك ميليون سال پس از تولد سامانه خورشيدي از يكديگر جدا شده و تا چهار ميليون سال بعد به همين شكل باقي ماندند كه قوي‌ترين احتمال براي اين جداسازي،‌حضور سياره مشتري است.

۵۴۵۴

[ad_2]

لینک منبع