سردار سلیمانی: تمامیت ارضی، استقلال و عزت خودمان را مدیون شهدا هستیم

[ad_1]



سردار سلیمانی: تمامیت ارضی، استقلال و عزت خودمان را مدیون شهدا هستیم

سرلشگر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه در مراسم یادواره شهدای کن اظهار داشت: ما دینی نسبت به شهدا داریم که ریشه در بن اعتقادات ما دارد و ما نسبت به درک این جایگاه بنا به قول حضرت امام عاجز هستیم.

وی افزود: اگر چه نسبت به این جایگاه معرفت نداریم اما به چگونگی حصول به این جایگاه معرفت داریم. کسی نمی تواند بگوید که نسبت به چگونه رسیدن به مقام شهادت معرفت ندارد و هر انسانی می تواند به این مقام نایل شود.

فرمانده نیروی قدس سپاه ادامه داد: ما تمامیت ارضی و استقلال و عزت خودمان را مدیون شهدا هستیم و اگر شهدا نبودند و از خانواده خود نمی گذشتند امروز عزت کشور ما پایدار نبود.

سرلشکر سلیمانی تصریح کرد: دوران دفاع مقدس یک الگویی است برای همه دوره های انقلاب و این دوران تجربه موفقی برای همه دوران ها است.ما برای حفظ استقلال کشور نیازمند برپایی آن دوران هستیم.

وی خاطر نشان کرد: اگر بخواهیم جامعه خودمان را که مهمترین نگرانی در آن تربیت جامعه است را راهنمایی کنیم باید به ویژگی های دفاع مقدس برگردیم.یکی از ویژگی های جنگ، حاکمیت دین بر آن بود.

فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه یکی دیگر از ویژگی های دفاع مقدس فضای مدیریتی حاکم بر آن بود گفت: اگر جامعه ای می خواهد منزه بشود اولین چیزی که در آن تاثیر دارد مدیران جامعه هستند. اگر بر رفتار مدیران اصول اعتقادات بصورت عملی استوار بود آنها موفق می شوند. اگر در رفتار مسئول اعتقادات محوریت داشت این اثر تربیتی بزرگی دارد.

وی ادامه داد: در جنگ عارفترین عرفا تربیت شدند این امر بدلیل حجم بالای دینداری بود که حضرت امام تاثیر زیادی در آن داشت.

سرلشکر سلیمانی با اشاره به داستان حضرت ابراهیم گفت: تمام کفار در مقابل حضرت ابراهیم ایستادند و بعضی سرمایه خود را برای خرید هیزم و سوزاندن حضرت ابراهیم هزینه کردند. در همین داعش دیدم که افرادی از اینکه نوبت عملیات انتحاری آنها به تاخیر افتاده ناراحت هستند.

فرمانده نیروی قدس سپاه اظهار داشت: فرهنگ شهید جز موثرترین کار های فرهنگی است و ما برای اینکه جامعه مان به حقیقت خودش باز گردد باید این فضا رابرای همه نوع افراد آماده کنیم.

2727

[ad_2]

لینک منبع

نسبت زندگی پرشور و مرگ بی‌معنای «افشین یدالهی»

[ad_1]



نسبت زندگی پرشور و مرگ بی‌معنای «افشین یدالهی»

این استاد روان شناس می نویسد: داستان افشین یداللهی و مرگ او در همین جا خاتمه پیدا نمی‌کند. زیرا او یک هنرمند بود. جانمایه‌ی اصلی هنر در خلاقیّت است و خلاقیِت یعنی عصیان در برابر نیستی. هنرمند برجسته‌ترین چالشگر مرگ است و اصلا آفرینش هنری یعنی آن که هنرمند بتواند در یک لحظه معنایی به زندگی ببخشد که پایدار و ماندگار بماند و به این ترتیب تکلیف خود را با مرگ روشن کند.

وی می افزاید: مرگ آینه‌ای‌ است که تصویر نگرنده را منعکس می‌کند. «ترک سپید سیما» در آینه به تماشای خوش‌رنگی خود می‌نشیند و «زنگی سیه‌چرده» در آینه تصویر سیاهی خود را می‌بیند. ترس از مرگ، ترس از خویشتن است و زشتی و ناخوشی مرگ به خویش باز می‌گردد. آیا براستی چنین است و این تمثیل می‌تواند در مورد همه‌ی مرگ‌ها صادق باشد؟
آیا مرگی مانند مرگ افشین یداللهی در تایید چنین باوریست؟ چه نسبتی میان زندگی او و مرگ بی‌معنایش وجود داشت. آیا وقتی آیینه‌ی مرگ در برابر شاعر خوش رنگ ما قرار گرفت تصویر زندگی او را منعکس کرد؟ اصلا زندگی افشین چه ربطی به مرگ او داشت؟ زندگی سرشار از شور، شعر، عشق، طنز، مردمداری و احساس تعهد و مسئولیت چه ارتباطی با مرگی پوچ و بی‌معنا داشت؟

متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.

[ad_2]

لینک منبع

مدیریت ارتباط‌ با خانواده همسر

[ad_1]

دختر جوان، شوهرش را دربست برای خود می‌خواهد و مادر همسرش را نه یک آشنای صمیمی، بزرگ‌تر و مشاور مهربان، بلکه حریفی زورآزما و پرکینه می‌پندارد و مادرشوهر هم اگر دختر تازه از راه رسیده را رباینده جگرگوشه‌اش نداند، دست کم همراه بی‌تجربه و انحصارطلب پسرش می‌بیند.

مادرشوهر پخته و نگران، می‌خواهد از دختر جوان، زنی پرتلاش و مهربان برای فرزندش و دوستی بی‌تکلف و خوش‌برخورد برای خانواده‌اش بسازد و دختر نیز نگران است که استقلال و آزادی خود و همسرش از بین برود و نهال تازه‌رسته زندگی مشترکشان ریشه ندواند و محکم نشود. هر دو نیت‌های خوب و خیری دارند، اما افکار مزاحمشان نمی‌‌گذارد با گفتاری زیبا و رفتاری نرم مقصود خود را پیش ببرند.

وظیفه اصلی و البته بسیار سخت مرد جوان و گاهی زن جوان، تنظیم روابط به گونه‌ای است که مادر و همسرش هر دو برنده شوند. در رابطه برنده- برنده فضای زندگی خانوادگی و خویشاوندی با محبت، احترام، اعتماد و گفت‌وگوی دوستانه، گرم و روشن می‌شود.

بخشی از کارهایی که زن یا مرد جوان وظیفه دارند برای آرامش مادر و همسرشان انجام دهند:

* برنیانگیختن حساسیت‌ها
* منتقل نکردن ناراحتی‌های یک نفر به دیگری
 * دفاع منصفانه از طرفی که حقش پایمال می‌شود
* شکیبایی و مدارا
* تنظیم برنامه‌ها به صورتی که نه قطع رابطه شود و نه آزادی و استقلال زندگی خانوادگی آسیب ببیند
* روشن کردن برداشت‌ها و افکار منفی که عامل قوی پنهان در شکل‌گیری هیجانات منفی و راه‌اندازی رفتارهای ناهنجار هستند و وقت‌گذاری و به‌کارگیری
* روشی منطقی و ملایم برای اصلاح آن اندیشه‌های نادرست
* مشورت و رایزنی با مشاوری متعهد و متخصص

[ad_2]

لینک منبع

دانشگاه، دولت و آینده

[ad_1]

از قرن هجدهم یعنی از همان ابتدا که دانشگاه (یونیورسیتی) به وجود آمد بنا بر این بود که آموزش و پژوهش توأم باشد و تعادل میان این دو حفظ شود. ضامن این تعادل را هم فرهنگ می دانستند.

دانشگاه می بایست چراغی در راه ساختن و پیشرفت جامعه جدید باشد. ما که دانشگاه تأسیس کردیم به یک اعتبار نمی توانستیم دانشگاه نداشته باشیم اما چندان نیازی هم به آن حس نمی کردیم یا نیازمان بیشتر نیاز حیثیتی بود. به این جهت دانشگاه ما همان مدرسه قدیم بود که در آن علوم جدید تدریس می شد و پژوهش در آن جایی نداشت. از حدود پنجاه سال پیش کم و بیش پژوهش هم جایی در دانشگاه پیدا کرد و در دهه¬های اخیر اعتنای به آن بیشتر شد.

مشکل بزرگ این بود که این بار هم به پژوهش نیاز نداشتیم و اگر نیاز داشتیم نیاز روان شناسی و اداری بود. ما پژوهش را از آن جهت که در کار و زندگی و سازمان و صنعت و کشاورزی و … به کارمان می آید، آغاز کردیم بلکه آن را وسیله ای برای اخذ گواهینامه تحصیلی و ارتقاء شغلی یافتیم. ملاک اعتبار آن هم چاپ شدنش در مجلات خاص بود. گویی جامعه ما به پژوهش نیاز نداشت و دانشمندان هم اهلیت ارزیابی پژوهش ها را نداشتند.

پیداست که در این صورت تناسب و تعادلی هم میان آموزش و پژوهش وجود ندارد. ناگزیر دانشگاه هم که می بایست مظهر و آینه نظام زندگی و ره آموز علم و عمل مردمان باشد بیشتر مایه حیثیت و زینت کشور بود. این سخنان را به معنی انکار توسعه آموزش و پژوهش های بالنسبه مهم که در یکی دو دهه اخیر صورت گرفته است، نباید دانست.

قدر کار دانشمندان و استادان و دانشگاه ها و پژوهشگاه ها محفوظ است و آنچه گفته شد به دانشگاه و نظام و ساختار آن بازمی گردد. در دانشگاه ما آموزش و پژوهش ما هم هماهنگ و متناسب و متعادل نیستند و این بی تعادلی کوشش های آموزشی و پژوهشی را از اثر می اندازد. این تعادل و تناسب وقتی برقرار می شود که توسعه اقتصادی و اجتماعی به مرتبه ای برسد که صنایع و کشاورزی و مدیریت به پژوهش نیاز داشته باشند و این مستلزم تحولی در درون دانشگاه بود. در دانشگاه باید مقام و مرتبه و نسبت علوم و دانشکده ها معین باشد. پس تناسبی که گفتیم محدود به دانشگاه نیست.

در مدارس آموزش و پرورش هم به درستی نمی دانیم که چه می آموزیم و چه باید بیاموزیم و چه اندازه و برای چه بیاموزیم. مدرسه متوسطه راه عریضی است که به کوچه دانشگاه می رسد. سابقاً این کوچه در قیاس با داوطلبان ورود بسیار تنگ بود و عده کمی از دانش آموزانی که دبیرستان را به پایان رسانده بودند به دانشگاه راه می یافتند بعدها که آموزش عالی توسعه یافت و عده بیشتری از داوطلبان را پذیرفت بعضی مشکل ها رفع شد اما مشکل های تازه ای هم در پی داشت. کاری که دانشگاه می توانست بکند این بود که به دانشجویانش درس هایی بیاموزد و به آنها گواهینامه تحصیلی اعطا کند تا جوانان درس خوانده چند سالی دیرتر جویای کار و شغل باشند. فعلاً کاری به نامتناسب بودن برنامه ریزی مدارس و فشاری که از ناحیه آن به نوجوانان وارد می شود نداشته باشیم. این برنامه که بیشتر برای ورود به دانشگاه ترتیب داده شده است متأسفانه با برنامه های دانشگاه هم تناسبی ندارد. این سخنان را برعیبجویی حمل نباید کرد.

من شصت و هفت سال معلم بوده ام و بیش از شصت سال از عمر خود را در این دانشگاه (دانشگاه تهران) گذرانده ام. پس چگونه می توانم به آن دلبستگی نداشته باشم؟ و چون دلبستگی دارم می خواهم دانشگاهی که آن را دوست دارم کانون تعادل فرهنگ و آموزش و پژوهش و کارساز زندگی مردم باشد و وقتی می گویم درهای دانشگاه باید باز باشد یا دوست نمی دارم که دانشگاه شبیه اردوگاه باشد قصد اعتراض و تعریض ندارم تقاضایی هم نمی کنم بلکه از اقتضای طبیعت دانشگاه می گویم.

دانشگاه مثل هر چه و هر موجود و سازمانی بهتر است به اقتضای طبیعتش عمل کند و در این صورت است که بهتر و بیشتر می تواند به تقاضاهایی که جامعه و دولت و مردم از آن دارند پاسخ بدهد. دانشگاه مستقل، دانشگاه بیگانه با دولت و حکومت و سیاست و اقتصاد و تکنولوژی و نظم زندگی مردم و … نیست بلکه هماهنگ با همه اینهاست و وضع آنها را درک می کند و به این جهت در شرایطی نیز باید وظیفه هماهنگ سازی و تعادل بخشی را به عهده گیرد و این مهم در صورتی میسر می شود که خود در وضعی متعادل باشد و چنانکه قبلاً گفتیم هم در درون به تعادل رسیده باشد هم با بیرون هماهنگ باشد.

[ad_2]

لینک منبع

ثروت‌های بادآورده

[ad_1]

در اقتصاد لیبرالی داشتن ثروت زیاد جزو افتخارات است و هر کس هر چه بتواند در می آورد. آنها ثروتمندترین افرادکشور خودشان را معرفی می کنند و به آن افتخار می کنند. اما در نظام اسلامی که شعارش عدالت است این امر کار درستی نیست.. قرآن هم به گونه ای دیگر این مسئله را بیان می کند و می فرماید کسانی که طلا و نقره ذخیره می کنند مژده عذاب دریافت می کنند و طبعا کسانی که خود را بی نیاز ببیند طغیان می کند. حضرت علی میفرماید هیچ ثروت انباشته ای نیست مگر آنکه در کنارش حقوقی تضییع شده باشد. در اینجا به اختصار میخواهیم ببینیم که چگونه ثروت های کلان شکل می گیرد.

عوامل ثروتمند شدن یا قانونی است و یا شبه قانونی و یا غیر قانونی. غیر قانونی آن مثل دزدی، رباخواری، کم فروشی و یا گران فروشی، مزایده و یا مناقصه با تقلب، سوء استفاده از حسن نیت مردم و جمع آوری پول آنها به عنوان سپرده گذاری و بعد فرار و مانند آن که اموری مذموم و حرام اند. اما قانونی، آن زمانی است که فردی ثروتی را اندوخته و یا به ارث برده و با استفاده از ابزار قانونی وارد معامله می شود و به ظاهر قوانین را رعایت، و از پول خود استفاده می کند. اما شبه قانونی آنجاست که اگر چه به ظاهر کار قانونی است اما فرد از راههایی می رود که گوئی مسئولان را اغفال کرده است و یا مسئولان با زد و بندهایی راههایی را نشان می¬دهند تا فرد از آنها سوء استفاده کند و البته خودشان هم در بسیاری از موارد بسته به زرنگی شان به نوائی می رسند. از این قسمت مواردی را می توان ذکر کرد که از آن جمله اند:

۱-در شهرها فضا فروشی ها و تغییر کاربری ها
یکی از مواردی که درعصر حاضر و به ویژه در سنوات اخیر و شاید بیشتر در کشور ما رواج یافته است تصمیمات بی مبنا تحت عنوان کمیسیون های مختلف در شهرداری¬ها برای تغییر کاربری به منظور ایجاد اماکن مهم و بزرگ و ساختمانهای مجلل مسکونی است. ایجاد موقعیتهای تجاری و یا تفریحی هم از این موارد است. البته در اینکه باید چنین کارهایی در شهر انجام شود بحثی نیست اما باید متکی بر قاعده، برنامه و نقشه جامعی باشد که هر لحظه دستخوش تغییر نشود. شوراهای شهر به این دلیل تشکیل شده اند تا پاسدار مقررات باشند. اما وقتی مقررات انجام نمی شود و نظارتی هم نیست یکمرتبه می بینیم که منطقه ای زمین و اعیانی آن چندین درصد رشد می کند. من خود شاهد بوده که فردی می خواست زمینی که دارد به قیمت بسیار کمی بفروشد ولی به محضی که در یکی از مناطق تهران چندین برج ساخته شد یکمرتبه قیمت آن زمین هم چندین برابر شد و از فروش منصرف گردید. یا دریاچه ای که در غرب تهران ساخته شد به شدت قیمت زمین اطراف را بالا برد.

در این موارد به شرطی که طبق برنامه کارها انجام شود شورا های شهر و منطقه برای خود برنامه دارند و با مالیات ها و عوارض به شرطی که پارتی بازی نشود صرف آبادنی منطقه می شود. ضمن اینکه نمی گذارند ارزش ملک از حدودی تجاوز کند. در امریکا من در ایالت اوهایو این تفاوت قیمت ها را درسطح محله های شهر کلمبوس دیدم که چگونه امتیازها و عوارض و مالیات های و نیز خدمات شهری هر محله با محله دیگر متفاوت بود.

۲-در روستاها
در روستاها و در کشور ما منابع طبیعی و تغییر کاربری نقش مهمی دارد و تصمیمات منابع طبیعی بسیار تاثیر گذار است. البته در همه موارد شهری و روستائی استانداران و فرمانداران ناظر بر مسائلند و یا باید باشند ولی گاه از دست در می رود و تصمیماتشان بر افزایش و یا کاهش سرمایه های مردم تاثیر می گذارد.باید در این زمینه قوانین ویا دستور العملهایی باشد تا تاثیرات این تصمیمات نسبت به ارزش افزوده های زمین و مسکن اطراف را نظارت و ارزیابی کند.

۳-تصمیمات دولتی مبنی بر تغییر نقشه و آمایش سرزمینی
این تصمیمات آمایشی هم بسیار مهم است و اگر بر طبق برنامه تصمیماتی گرفته شد برای تاثیرات جانبی در هر منطقه باید مطالعاتی صورت گیرد که معمولا گرفته نمی شود.

۴-نظام مالیاتی
نظام مالیاتی هم برای کنترل دارایی ها و هم برای اداره صحیح کشور است. اگر سازمان های مالیاتی قدرت شناسایی برای اخذ مالیات نداشته باشند و یا با تبانی، مالیات های سنگین را ببخشند و یا استمهال کنند نتیجه افزایش باد آورده ثروت برای عده¬ای خواهد بود. دولت و مجلس و قوه قضائیه باید در این زمینه با هم همکاری کنند و با اصناف در جهت اخذ مالیات های به¬حق همکاری کنند.

۵-جهالت مسئولان
جهالت مسئولان به همراه زرنگی بعضی متقاضیان، اگر نادرست و غیر پاکدست باشند هر دو در بالا بردن ثروت بعضی ها تاثیر گذار است. به عنوان مثال افراد پولدار و احیانا با شم اقتصادی در بعضی موارد می آیند هکتارهائی زمین را از اراضی شهر و روستایی با قیمت کمی می خرند و ممکن است هدف خود را هم از خرید بیان کنند؛ اما آن را اجرا نمی کنند وآن زمین را تا برای آینده ای دور به هر طریقی رشد کند، معطل می گذارند. کارکنان دولت هم فکر می کنند که کار بدی نکرده اند زمین خدا را واگذار کرده اند و پولی هم گیرشان آمده است. غافل از آنکه پس از افزایش قیمت زمین که باز نتیجه تصمیم گیری های عوامل دولتی و شبه دولتی است این افراد و یا حتی وارثان آنها صاحب تمکن عجیبی می شوند.

آنوقت ممکن است این افراد با این ثروت باد آورده مسجد و مدرسه و دانشگاه و بیمارستان هم بسازند و جزو افراد خیِّر هم محسوب شوند. که از این جهت خوب است ولی هر چیز حساب و کتاب دارد. ما در قانون اسلامی داریم که هر کس زمین بایری را احیا کند مال اوست. این افراد هم اگر چنین زمینی می خرند برای احیا است و باید اگر در زمان مشخص تعهدشان انجام نشد از آنها پس گرفته شود. هر کس در هر شهر و روستا می تواند نمونه چنین افرادی را پیدا کند که از زمان های قدیم صاحب چه مقدار زمین با در دست داشتن سند رسمی مالکیت اند و اینک از قِبَل آن چه استفاده هایی خود و یا فرزندان و میراث بران می برند. تازه بعضی ها به خاطر فراوانی این ثروتها، بعد از سالها که متوجه بخشهایی از این ثروت بادآورده می شوند اقامه دعوا می کنند و دادگاهها هم به نفع آنها رأی می دهند.

باید پرسید که به ویژه در مناطق کوچک مسئولان زمین شهری چه اطلاعاتی راجع به آینده دارند و چه مجوزی دارند که بخواهند زمین های اطراف شهر و روستا را با قیمت نازل به افرادی واگذار کنند. نمونه های آن در جمهوری اسلامی شاید در مورد دانشگاه آزاد انجام شد اینجا ضمن ناواردی مسئولان در واگذاری و عدم پیگیری در انجام تعهدات، هم قانون شاید ناقص باشد و هم حکام شرع و مجتهدان کوتاهی کرده اند و تکلیف فقهی آن را معین نکرده اند. زیرا که با استناد به احترام به مالکیت شخصی این افراد خود را محق می دانند و دادگاهها هم چاره ای جز تمکین ندارند. درحالیکه با احکام ثانویه می بایست نسبت به این مالکیت ها تعیین تکلیف و یا تجدید نظر کرد و یا برای آینده تصمیم گیری نمود. اکنون عده ای علاوه بر زمین، کوه و دریا و مانند آن را هم تصاحب، و برای آن سند هم دست و پا می کنند.

۶-واگذاری امتیاز ها و از جمله واردات و صادرات
یکی از مواردی که در تولیدثروت شبه قانونی موثر است واگذاری امتیاز هاست. و این برمی گردد به نیاز دولت و دولتیان به پول و یا به بی خبری و عدم توجه به کار کارشناسی. می بینید امتیازهایی واگذار می شود که اغلب هم نامحدود است و نظارتی هم بر کار نیست و بدیهی است که چه اتفاق هایی می افتد. در این زمینه قرار داد رویترز و یا امتیاز نفت به انگلیس توسط شاهان قاجار را می توان مثال زد. موارد کوچکتر در داخل کشور فراوان یافت می شود که چون شفافیت وجود ندارد هر که رابطه بیشتری دارد بهره بیشتری می برد و صاحب مکنت می شود

۷- فروش اموال دولتی و اخذ پورسانت و کم قیمت‌گذاری
یکی از موارد تولید ثروت در معاملات است مانند واگذاری های موارد اصل 44، که با این پوشش قانونی چه فجایعی به بار نیامد.کارخانه ها به افرادی با ثمن بخس و قیمت کم فروخته شد و نه تنها آن کارخانه به کار خود ادامه نداد که بعد ها آن زمین چون در محدوده شهر قرار گفت و ارزش پیدا کرد آن افراد با فروش آن برای ساختمان سازی ثروت های بادآورده ای برایشان ایجاد شد و هنوز می شود.

۸-قاچاق
که می‌تواند جزو همان واگذاری امتیاز ها هم به حساب آید ولی این در واقع غیر قانونی است و مبادی ورودی کشور به بهانه نبودن قانون، نسبت به ورود بی رویه کالاها چشم پوشی می کنند و هم تولید داخل را نابود می کنند و هم عده ای را صاحب مال و منال می کنند. جمله یکی از نامزد های انتخاباتی در سال 1396جالب بود که می گفت ما داعیه جمهوری اسلامی داریم اما ببینید خیابان جمهوری اسلامی مملو از کالاهای خارجی است.که قطعا بخش عمده از آن قاچاق است.

۹-رانت به ویژه رانت اطلاعاتی
رانت اطلاعاتی یکی از مواردی است که عده ای را صاحب اموال و املاک نجومی می کند و این از ناحیه مسئولان بی تدبیر رخ می دهد که هم اطلاعات محرمانه را در اختیار دیگران قرار می دهند و هم اگر اتفاقی افتاد با تسامح از سر قضیه عبور می کنند. شاید به وجود آمدن شهرام جزائری ها و بابک زنجانی ها نمونه ای از این سوء استفاده است.

۱۰-خلأ قانون و یا تورم آن و سوء استفاده از آن
کمبود قانون و یا فراوانی قانون از مواردی است که چون به دست افراد نااهل دولتی وشبه دولتی بیفتد موجب انباشت ثروت در دست بعضی ها می شود. نمونه آن این همه املاک نجومی و حقوق های نجومی است که آخرش به این جمع بندی رسیدند که «آنها کار غیر قانونی نکرده اند.ولی البته شاید اخلاقا بهتر بود حقوق ماهی 250 ملیون تومان را نگیرند»!!!

۱۱- توجه ضابطین دادگستری به شرطی که سالم باشند
دستگاه قضائی در هر کشور فصل الخطاب رسیدگی به جرائم و تخلفات است. این دستگاه هم باید در پیشگیری و هم رسیدگی به موقع و هم نفوذ ناپذیری ممتاز و یگانه باشد وقتی در این سه موارد کوتاهی کند آن می شود که فعلا هست.

۱۲-عدم اجرای درست قانون
گاهی اوقات تطمیع، تهدید و از جانب مافوق و یا بیرون دستگاه دولتی سبب می شود تا مجریان به خاطر از دست ندادن شغل خود تن به بعضی کارها بدهند و شکل قانونی انباشت ثروت را برای بعضی فراهم کنند و نتیجه جمع شدن ثروت در دست عده ای می شود که در نهایت اگر ببینند اوضاع خوب نیست با انتقال ثروت فرار را بر قرار ترجیح می دهند

۱۳-کشف معادن و یا موقعیت جدید
گاهی کشف معدن و یا موقعیت جدید در بعضی مناطق سبب می شود که افرادی که در مجاورت آن هستندصاحب ثروت شوند و اگر مقرراتی مبنی بر کنترل ثروت نباشد عده ای البته با یافتن راه های قانونی آن صاحب ثروت انباشته می شوند.

۱۴-وام های بانکی و استمهال ها و معوقات بانکی
بانکها نقش بسیار زیادی در این دوره برای ثروتمند شدن عده ای دارند. آنها با حساب سازی ها و تبانی ها و عدم سختگیری ها به عده ای وام های کلان می دهند و یا وثیقه هائی کم ارزش می گیرند و در باز پس گیری تعلل می کنند و نتیجه ثروت را در نزد افرادی انباشته می کنند. مدیران بانکها اگر خود شریک نباشند در این زمینه مقصر اصلی هستند.

۱۵- غفلت مجلس و حکام شرع
نسبت به تعیین مصادیق امر مالکیت. آنچه مهم است این است که درهر کشوری باید قوانین و مقررات حاکم باشد و مجریان قوی و امین باشند و نظارت دقیق بر کار آنها صورت گیرد. هر چه مسئولیت بالاتر باشد دقت و امانت بیشتری از وی طلب می¬شود. بحث مالکیت خصوصی و احترام به آن در قوانین اسلامی در عین حالیکه بسیار مهم است اما نباید از آن سوء استفاده شود. فقیهان دراین زمینه ها باید به بررسی مسائل مستحدثه بپردازند و برای آنها راه کار پیدا کنند که به نظر می رسد تا کنون نکرده اند و هنوز مسائل قرنها قبل را تدریس می کنند و مجلسیان به دور از تحت تاثیر قرار گرفتن افراد با نفوذ در مناطقشان به تعیین تکلیف مواردی که پیش می آید قانون وضع کنند و قوانین مزاحم را لغو کنند..

[ad_2]

لینک منبع

الزامات راهبرد تنش صفر منطقه‌ای

[ad_1]

رئیس‌جمهور اخیرا در سخنانی به این موضوع اشاره کرد که ایران به‌جای آنکه قوی‌ترین کشور منطقه باشد باید در پی قوی‌تر شدن منطقه باشد. این صحبت یک رویکرد جدید و خوب نسبت به منطقه است. در حقیقت خوب بودن این رویکرد به پروژه ایران‌هراسی رژیم صهیونیستی باز می‌گردد که به نوعی عربستان نیز درگیر این قضیه شده است. اینها سرمایه‌گذاری زیادی در دنیا کردند که پروژه ایران‌هراسی را پیش ببرند و ایران را به انزوا بکشانند. این پروژه انزوای ایران و ایران‌هراسی می‌تواند بسیاری از منابع کشور را هدر دهد، اجازه ندهد اقتصاد ایران شکوفا شود، سدی برای ورود سرمایه‌گذاری خارجی باشد و همچنین نگذارد درصد تولید و اشتغال بالا برود.

همچنین تبعات امنیتی حاصل از این وضعیت برای مملکت قابل تحمل نیست بنابراین بهتر است که ایران همزمان با اینکه موقعیت خود را تقویت می‌کند و قوی می‌شود اجازه ندهد این قوی شدن باعث ایجاد ترس، ضعیف شدن یا تلقی شکست کشورهای منطقه باشد. اگر بتوانیم یک الگوی همکاری منطقه‌ای طراحی کنیم شاید بتوانیم در همکاری با کشورهای منطقه روندی را در پیش بگیریم که بسیاری از مشکلات منطقه مخصوصا تنش‌ها و درگیری‌ها و کمبود مصالحه سیاسی را از بین ببرد. بنابراین این مساله که ایران می‌خواهد قدرتمند شود خوب است اما اگر این قدرت را به‌صورت قدرت نرم در حوزه‌هایی مانند علم، تولیدات، اشتغال و مدل توسعه سیاسی-اجتماعی و اقتصادی‌مان هم تعریف کنیم، بسیار عالی است. ولی در عین حال باید به این نکته توجه داشت که نباید نوع قدرت سخت ما باعث ترس همسایگان و دور کردن آنها از ایران شود. این مجموعه می‌تواند تبدیل به تولید الگوی همکاری‌های منطقه‌ای شود. این نکته را نیز باید توجه داشت که ما شاید از نظر توازن منطقه‌ای و همسایگانی که در کنار خود داریم خیلی نتوانیم از آنها چیزی بگیریم یا چیزی عایدمان شود. بنابراین در درجه نخست ما نباید خیلی امید داشته باشیم که از همسایه‌ها خیلی چیزی عاید ما شود و به این موضوع نیز باید توجه داشت که حق انتخاب همسایه را نداریم و همسایگی به‌صورت جبر است. اما در عین حال می‌توانیم برای روندی که ایجاد ترس نکند به سمت همکاری‌های منطقه‌ای حرکت کنیم که این مساله بازتعریف مجددی از تقویت منطقه به‌جای تقویت کشور است. در این میان در برخی از تحلیل‌ها از این سخنان رئیس‌جمهور این‌گونه برداشت کرده‌اند که شاید ایران می‌خواهد نوعی برجام منطقه‌ای را در پیش بگیرد. اما سوال اینجا است که آیا مدل برجام برای حل مشکلات منطقه‌ نیز پاسخگو خواهد بود یا خیر. در این خصوص باید گفت به دلیل حساسیت درست یا اشتباه گروه‌های سیاسی و دیدگاه برخی اشخاص که فکر می‌کنند برجام برای ایران منافع نداشته است بهتر است از این عبارت برای همکاری‌های منطقه‌ای استفاده نشود.

اما اگر این را در‌نظر بگیریم که برجام رویکرد همکاری‌های بین‌المللی ماست می‌توان به نوعی عنوان برجام را برای این همکاری‌ها نیز در نظر گرفت. البته برجام نه به این مفهوم که چرتکه بیندازیم که چه امتیازاتی می‌دهیم و چه امتیازاتی خواهیم گرفت بلکه به این مفهوم که ما با یک رویکرد جدیدی به منطقه نگاه کنیم که زهر دشمنان را چه در داخل و چه خارج کم کنیم و حلاوت همکاری‌ها بین همسایگان را افزایش دهیم. این مجموعه باعث می‌شود به نوعی قدرت مصالحه منطقه‌ای افزایش پیدا کند و افزایش قدرت مصالحه منطقه‌ای نیز باعث ایجاد گفتمان‌هایی می‌شود که می‌تواند منجر به بهبود اوضاع معیشتی، رفاه و دیگر مسائل مورد نیاز منطقه شود. کف این مساله عدم ایجاد تشنج و تنش منطقه‌ای است زیرا وقتی منطقه ناامن شود دامن همه را خواهد گرفت و جدا از مسائل امنیتی دیگر در هیچ کشوری سرمایه‌گذاری صورت نخواهد گرفت. بنابراین اگر ما به‌عنوان مجموعه کشورهای منطقه‌ای در پی آن هستیم که با سرمایه‌گذاری‌های مشترک و استفاده از توانمندی‌های مالی کشورهای مختلف شامل توانمندی‌های فناوری و مدیریتی بتوانیم این روند را ادامه دهیم تا سرمایه‌گذاران خارجی به منطقه بیایند و از توانمندی‌های آنها برای بهبود اوضاع معیشتی و رفاه مردم استفاده کنیم، این مساله می‌تواند به تعامل منطقه‌ای کمک کند. اگر این تعامل منطقه‌ای را با هدف تهیه الگوی توسعه منطقه‌ای به نام برجام بخوانیم ایرادی ندارد اما من اگر خود بخواهم عنوانی بر این همکاری‌ها بنهم، تعامل منطقه‌ای را بهتر می‌دانم.

در نهایت یکی از مشکلاتی که ممکن است در راه تعاملات منطقه‌ای به چشم آید و مطرح شود بحث اختلافات ایدئولوژیک است که بعضا به‌عنوان مانعی بر سر تعامل و گفت‌وگوها مطرح می‌شود. اما من معتقدم مباحث ایدئولوژیک نباید محل اختلاف باشد زیرا در دنیا بسیاری از کشورها با هم اختلاف ایدئولوژیک دارند اما می‌توانند با هم همکاری ‌کنند در منطقه نیز اگرچه اختلاف ایدئولوژیک وجود دارد اما می‌توانیم با هم همکاری کنیم. در واقع ایران و عربستان به‌عنوان پرچمداران دو مذهب شیعی و سنی می‌توانند با در نظر گرفتن خطوط قرمز با هم مصالحه کنند. اکنون که بن‌سلمان که به عنوان یک فرد تندرو و ضدایرانی بعضا در رسانه‌ها معرفی شده در عربستان قدرت گرفته باید برای حداکثر‌سازی منافع ملی خود و با تبعیت از راهبرد تنش صفر در منطقه، به چنین فردی کمک کرد تا با اصلاحات خود، هم عربستان دیگر داعش پرور نباشد و هم به دست داعش مسلک‌ها اداره نشود. کار با عربستان سخت است و نیاز به زحمت و اراده قوی برای تنش‌زدایی دارد. سعودی‌ها اگر چه در سوریه و یمن و حتی در داخل شورای همکاری با مشکل روبه‌رو شده‌اند ولی به صراحت می‌گویند ما به حرف اعتماد نداریم و باید اعمال دو طرف مبنای طراحی جدید برای روابط دو کشور قرار گیرد. ما می‌توانیم با اقدامات و اعمال سعودی‌ها در یمن و نسل‌کشی آنها و اقداماتشان در بحرین و سوریه مخالف باشیم اما این مخالفت نیازی ندارد روابط دو کشور دائما در آستانه تحمل قرار گیرد که یک جرقه بتواند بشکه باروت نهفته در منطقه را به آتش بکشد. بنابراین حتی اختلاف سیاسی را نیز می‌توان با قدرت مصالحه و گفتمان‌سازی حل‌وفصل کرد. یعنی اگر ما قادر به گفتمان‌سازی باشیم و آن را بستر یک تعامل منطقه‌ای قرار دهیم دیگر نیازی نیست که روی اختلافات متمرکز شویم و به‌جای آن می‌توانیم روی اشتراکات سرمایه‌گذاری کنیم. بنابراین مجموعه این شرایط باعث می‌شود قدرت مصالحه و تحمل ایران افزایش پیدا کند و این‌گونه تلقی نشود که برد ایران به منزله شکست دیگری است. این الگویی است که باید در تمام مذاکرات به کار گرفته شود و هر کشوری اگر به دنبال توسعه است این توسعه نباید به ضرر یک کشور دیگر باشد. در نتیجه به‌نظر من نظر رئیس‌جمهور نیز بیشتر معطوف به این مساله است که ما با یک تعامل منطقه‌ای و تفاهم بتوانیم مشکلات‌مان را حل کنیم همچنان‌که در گذشته نیز مشکلات بسیاری در منطقه وجود داشت اما حل‌وفصل شده است

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد – شماره 4089 تاریخ چاپ:1396/04/19 . کد خبرDEN-1107723• با عنوان پاتک به پروژه ایران‌هراسی و اصلاحات جزئی (مصاحبه- یاداشت).

[ad_2]

لینک منبع

تصاویر | حواشی مسابقات توردو فرانس | از تماشاچیان سیاسی تا مصدومیت‌های شدید

[ad_1]



تصاویر | حواشی مسابقات توردو فرانس | از تماشاچیان سیاسی تا مصدومیت‌های شدید


چند رسانه‌ای > عکس – صدو چهارمین دوره رقابت‌های دوچرخه سواری تور دو فرانس که یکی از معتبرترین مسابقات جهان است از ۱۰ تیر آغاز شده و تا اول مرداد در ۲۱ مرحله و در مسیری واقع در آلمان، بلژیک، لوکزامبورگ و فرانسه برگزار می‌شود. تور دو فرانس از مهم‌ترین و طولانی‌ترین مسابقات برگزار شده اتحادیه بین المللی دوچرخه سواری است.

 

 

 

منبع: Reuters, gettyImages

61265

 

[ad_2]

لینک منبع

جزییات طرح کلان پیاده‌سازی اینترنت اشیاء توسط وزارت ارتباطات

[ad_1]



جزییات طرح کلان پیاده‌سازی اینترنت اشیاء توسط وزارت ارتباطات


فناوری اطلاعات > فناوری اطلاعات و ارتباطات – رئیس دانشکده پست و مخابرات، در افتتاحیه کارگاه بین المللی اینترنت اشیا، گفت:‌ وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برای پیاده سازی اینترنت اشیاء در ایران طرح کلانی را طراحی کرده است و از تمام بازیگران این عرصه از جمله اپراتورها، بخش خصوصی، بخشهای تولیدی، صنایع و محققین دعوت کرده است تا نظرات خود را مطرح کنند.

به گزارش خبرآنلاین، وحید یزدانیان در تعریف ازIOT گفت: اتصال تعداد قابل توجهی از اشیا به اینترنت IOT است که تولید اطلاعات بی شماری می کند که با تحلیل آن اطلاعات می توان به علایق و سلیقه کاربران دست یافت و از این رو، برای سیاستگذاران بسیار با اهمیت است.

رئیس دانشکده پست و مخابرات ادامه داد: در زمینه پیاده سازی و توسعه اینترنت اشیاء ملاحظاتی وجود دارد که بعضی از آنها در حوزه امنیت ، استانداردها ، ایجاد شبکه های ارتباطی است که خوشبختانه در این کارگاه تمام این مباحث پوشش داده می شود.

 

5656

 

[ad_2]

لینک منبع