چه عواملی باعث ایجاد حاشیه می‌شود

[ad_1]

در جهان امروز و با دسترسی آسان به اطلاعات و اخبار، افراد هم،گاه از روی خیر خواهی و گاه از روی غرض و از طریق سایت ها ، از این ترفند به خوبی استفاده، و جو جامعه را به گونه ای ملتهب می کنند تا مسئولان از کار بازمانند. البته این ها اغلب بی جهت حرف نمی زنند و اتکای تحلیلشان عملکرد مسئولان و اظهارات آنان است. البته این کار ها از افراد بیکار و مغرض بر می آید و از اینکه ببینند جمعی کار می کنند ناراحتند.

آن چه مربوط به دولتیان و یا مقامات مسئول است آنجاست که زمینه حاشیه سازی را به وجود می آورند مثل اینکه مجلسِ غیبت را خودِ انسان برای خود و دیگران فراهم کند..

شما در کشور ما ببینید که در انتخابات ریاست جمهوری به طور خوشبینانه دست کم از شش ماه قبل از برگزاری انتخابات دستگاهها تقریبا تعطیل است و همه منتظرند که ببینند چه می شود و چه کسی سکاندار مقام ریاست جمهوری می شود و البته طرفداران و مخالفان هم که به کار خودشان مشغولند و خود این امر بر بی نظمی می افزاید. بعد که انتخابات برگزار شد تا مراسم تحلیف یک و نیم تا دوماه فاصله است آنگاه زمان معرفی وزرا به مجلس و رأی گیری خود حد اقل دو ماهی طول می کشد و تا استقرار آنها بر کار باز چند ماهی می کشد و در این مدت اغلب مسئولان و کارکنان منتظر برنامه جدید اند و این یعنی بیکاری و فرصت برای حاشیه سازی. من نمی دانم آیا کشور های دیگر هم در انتخاباتشان این همه وقت را به هدر می دهند.

البته علت اصلی این است که اداره درکشور ما برنامه محور نیست و شخص محور است. وگرنه چه فرق می کند حسن بیاید و یا حسین، همه مأمور اجرای قانون اند و برنامه را پیش می برند. بنابراین ملاحظه می شود که ما خود زمینه حاشیه سازی را به وجود می آوریم و این یعنی بیش از اندازه به نام آزادی و دموکراسی! فرصت را هدر دادن که خود به تهدید تبدیل می شود.

کشتن زمان، فرصت دادن به حاشیه سازان و غیبت کنندگان است، و فاصله انداختن بی جا برای انجام امور، میدان دادن به سوء استفاده کنندگان است که با تحلیل های خود اذهان را مشوب کنند و مانع انجام کار شوند. حتی چه بسا اگر در اداره ای فردی وظیفه شناس باشد و کارش را انجام دهد از جانب عده ای مورد تمسخر قرار گیرد.

این زمانهائی که بر شمردم خوشبینانه بود و گر نه داستان کشور ما در هر چهار سال این است که نیمی از آن برای هر مسئول صرف برطرف کردن خرابی وضعیت قبلی است و نیمی دیگر آماده برای رفتن! و عملا هیچ کار مفید و موثری انجام نمی شود. کارکنان دولت هم که فقط حقوق می گیرند که اگر در خانه می نشستند به مراتب از نظر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بیشتر به صرفه کشور بود.

یکی از مضرات حاشیه سازی جلو گیری از کار و قاطعیت در تصمیم گیری است و رقیب و یا دشمن بهتر از این چه می خواهد!

توصیه من این است که همه مقامات کشور بیایند و زمینه ایجاد حواشی را در اجرای امور از بین ببرند و کار مردم را به مردم واگذار کنند و نیروهای بیکار حاشیه ساز را بشناسند. شما همه دیده اید که بیشترین جمله ای که در ادارات ما پس از سلام کاربرد دارد «چه خبر». است. گوئی ما همیشه انتظار داریم که حادثه ای اتفاق افتاده باشد. در کشور کار و کارمندی بزرگترین خبر کار و کار کردن بر طبق برنامه است. چه خبری از این بالاتر و بهتر. کمتر شنیده می شود که فردی به همکارش بگوید من دیروز فلان کار اداری را به نفع مردم به خوبی انجام دادم و خدا را شکر کند.

همان طور که در برگزاری انتخابات یک روز این ور و آن ور نمی شود که بسیار مطلوب است در انجام کار ها و وعده دادن به مردم هم باید این چنین باشد. شما ببینید برنامه های کشور را که گاه از سیما وصدا پخش می شود که به کرات شنیده می شود که فلان برنامه قرار بود انجام شود و نشد و با چند بار مهلت گرفتن باز هم نشد!!

فرصت سوزی علاوه بر حاشیه ساختن، تأخیر برنامه ها را در پی دارد که در کشور ما امری رائج است و این خود بر حاشیه سازی می افزاید و همینطور این دو بر هم تأثیر می گذارند و تیغ مجریان دلسوز را برای انجام کار کُند می کند.

پیشنهاد من این است که نسبت به تقلیل این فواصل بی خاصیت و یا مسئله ساز تجدید نظر و قاطعیت و سرعت و صحت در کار ملاحظه شود. برنامه اصل باشد و مسئولان وقت خود را به پاسخگوئی به حاشیه ها اختصاص ندهند آنها مسئولند در قبال حقوق مردم و باید پاسخگو باشند.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *