نشست بی‌حاصل و پرحاشیه گروه ۲۰

[ad_1]

تشکیل این گروه در واقع پاسخی بود به بحران‌های مالی اوخر دهه 1990 میلادی و پذیرش این مساله که قدرت‌های اقتصادی در حال ظهور به نحو مناسبی در مباحثات مربوط به اقتصاد جهانی مشارکت داده نشده‌اند. با چنین رویکردی، گروه 20 متشکل از ۸ کشور صنعتی (۸ اقتصاد بزرگ جهان) و ۱۱ اقتصاد نوظهور و در حال توسعه است و کشورهای آمریکا، روسیه، آلمان، فرانسه، انگلیس، هند، اندونزی، ایتالیا، کانادا، ژاپن، کره جنوبی، مکزیک، عربستان، آرژانتین، استرالیا، برزیل، چین، آفریقای جنوبی، ترکیه و اتحادیه اروپا را در بر می گیرد. بدین ترتیب، از اواخر این دهه، جلسات این گروه با هدف بحث و بررسی درباره مباحث جهانی برگزار می‌شود؛ مباحثی که محدود به مسائل اقتصادی نیست و بحرانهای سیاسی و نظامی مهم جهان را نیز در بر می گیرد. تصمیمات گروه 20 در پایان نشست ان در بیانیه ای منتشر می شود؛ اما بیانیه ها جنبه الزام آور حقوقی ندارند. امسال نیز نشست سران 19 کشور صنعتی یا ثروتمند جهان به همراه اتحادیه اروپا، روز جمعه 16 تیر 96 در محل نمایشگاه بین المللی هامبورگ برگزار گردید تا مسائل مهم سیاسی و اقتصادی جهان به بحث و گفتگو گذاشته شود.

با این وجود، نشست امسال آنها با حواشی زیادی همراه بود و حکایت از برخی تحولات بنیادی در عرصه روابط بین الملل داشت. نخستین و شاید پررنگ ترین موضوع، موج اعتراضات مردمی بر علیه سران گروه 20 بود؛ درگیری‌هایی که میان معترضان و نیروهای پلیس روی داد، به غارت و تخریب فروشگاهها انجامید و صدها زخمی در میان نیروهای پلیس و معترضان بر جای گذاشت. معترضانی که سران کشورهای ثروتمند را مسئول فقر، بی عدالتی، بیکاری و مشکلات اقتصادی جهان می دانستند و از تبعیض و نابرابری ایجاد شده در اقتصاد جهانی شاکی بودند. بدین ترتیب،اعتراضات شکل گرفته قبل و در حین برگزاری نشست گروه 20 نشان می دهد که اعتماد افکار عمومی جهانی به سران کشورهای ثروتمند و صنعتی تا چه حد کاهش یافته و شاید به نوعی بتوان گفت که دیگر دوره رؤسای جمهور مشروع و با محبوبیت جهانی به سر رسیده است.

با این حال، این تنها اعتراضات مردمی نبود که فضای نشست گروه بیست را تحت تأثیر قرار می داد؛ وجود تضادها و اختلاف نظرها بین رهبران شرکت کننده در گروه 20 نیز از دیگر جنبه های بارز و مهم نشست امسال بود. رهبرانی که جلوی قاب دوربینها، به طور نمایشی دستان یکدیگر را به گرمی می فشردند؛ اما پشت میزهای مذاکره، رویکرد آنها به مسائل جهانی فرسنگها با یکدیگر فاصله داشت. در رأس همه نیروهای اختلاف زا، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا قرار داشت که بواسطه سیاست های درون گرایانه و ضد همکاری جویانه اش، در مقابل اکثر کشورهای دیگر این نشست قرار گرفته بود. دونالد ترامپ که ماه گذشته کشورش را از پیمان اقلیمی پاریس خارج نمود، در این نشست به دلیل تاکید سران گروه 20 بر اجرای بی درنگ این توافق زیست محیطی، تحت فشار قرار گرفت و تا حد زیادی منزوی گردید؛ مسأله که تا پیش از این بی سابقه بود و تقریباً در تمامی دوران پس از جنگ‌ سرد، آمریکا همواره مدیریت روند تحولات اقتصاد جهانی و گروههایی از این دست را بر عهده داشت.

البته اختلافات ترامپ با سایر کشورهای حاضر در نشست، فقط به سطح همکاری های جهانی محدود نمی شد ؛ اختلافات آمریکا با مکزیک بر سر ساخت دیوار به هزینه مکزیک و اختلاف این کشور با چین بر سر قوانین تجارت آزاد و دریای چین جنوبی از جمله اختلافات دو جانبه ای بودند که هر چند مورد بحث قرار نگرفتند؛ اما سایه آن بر روابط و مناسبات کشورهای عضو سنگینی می کرد. از سوی دیگر این تنها ابرقدرت ناکام و تنها نبود که با دیگر کشورهای عضو مشکل داشت؛ اختلافات عمیق و دنباله دار ترکیه و اتحادیه اروپا در رابطه با روند قدرت گیری اردوغان در ساختار سیاسی این کشورو عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا و نیز نارضایتی ژاپن و کره جنوبی از چین به دلیل نداشتن موضع سرسختانه در مقابل کره شمالی از دیگر مسائلی بودند که نشست امسال گروه بیست را تحت تأثیر قرار دادند و مانع دستیابی به بیانیه ای قدرتمند و مشترک شدند.

بدین ترتیب به نظر می رسد هر چند اختلاف نظر کشورهای گروه بیست سبب شد تا این گروه از اتخاذ تصمیمات جدی در حوزه اقتصاد و تجارت آزاد باز بماند؛ اما این نشست حداقل دارای این فایده بود که کشورهای صنعتی و ثروتمند جهان را با دیدگاه افکار عمومی جهانی نسبت به عملکردشان آگاه کرد و این امر سبب شد تا بیانیه نهایی این گروه بیش از هر چیز به دغدغه های مردم جهان پیرامون رفع تبعیض، حمایت از صنایع و فرآورده های داخلی، تجارت و سرمایه گذاری بین المللی، اشتغال زایی و توسعه اختصاص یابد.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *