ضربه قاطع موشکی سپاه، پیامی برای مدیریت بحران

[ad_1]



ضربه قاطع موشکی سپاه، پیامی برای مدیریت بحران

اين اقدام بسيار مهم، از جنبه هاي گوناگون قابل ارزيابي است. شايد بتوان مهمترين ابعاد اين اقدام راهبردي را به اين شرح، بيان داشت؛

١- تروريستهاي لازمان و لامكان، داراي ماهيت چند گانه هستند. افرادي فاقد بينش مذهبي كه در مدارس وهابي شيتشوي مغزي شده اند. هويت ذاتي ايشان همچون “خوارج” اند.
خوارج، عليه همه ديگر مسلمين، خروج مسلحانه كرده اند، لذا، قيام عليه ايشان، امري ضروري و مسجل است.

٢- تروريستها (داعش و ديگران) ساخته و پرداخته سرويسهاي امنيتي كشورهاي رقيب يا معارض ج اا هستند. سازماندهي، اموزش، تامين، هدايت و عمليات ايشان، مستقيماً توسط سرويسهاي دشمن اشكار يا غير اشكار، صورت گرفته و ميگيرد. طيف اهداف گسترده اي در وراي اين پروژه بسيار بزرگ قرار دارد.
مهمترين اهداف، تامين و توسعه رژيم صهيونيستي و “تجزيه و تركيب” منطقه خاورميانه، ذيل ايده امريكايي “خاورميانه جديد”، ميباشد.
ج اا در مركز طرح هاي تخريب منطقه، بعنوان يك هدف عملياتي (استراتژيك و ژئوپوليتيك) قرار دارد. تروريسم داعشي نيز، موتور محرك اين طرح بزرگ ويرانگر ميباشد.
از اين جهت، تقابل و مهار تروريستها، يك ضرورت آمنيت ملّي براي ج اا محسوب مي‌شود.

٣- روند ظهور و خيزش و اٌفت و هزيز داعش، شرح مبسوطي دارد، امّاٰ، بدون ترديد، نقش سپاه پاسداران و ج اا، در كور كردن برنامه جامع تجزيه و تركيب منطقه توسط روند تروريسم، بي بديل و بي ترديد است.
عربستان سعودي به نيابت از رژيم صهيونيستي و ايالات متحده، پس از شكست در شامات و عراق و يمن، بطور جدي تلاش كرد كه عمليات تروريستي و جنگ را به داخل مرزهاي ج اا بكشاند.
گسستن حلقه ايران از زنجيره جبهه مقاوت و روسيه، مهمترين عامل تضعيف مقاومت بود، اگر انجام مي‌گرفت.
اين گسست، با پلان هاي سياسي، بين المللي ، حقوقي ، امنيتي و عملياتي و نظامي، در دستور كارِ امريكا، اسرائيل و قدرتهاي رقيب منطقه اي ما، قرار گرفت.
طرح تحريم امريكا، يا فعال شدن مجدد محور انكارا تل اويو، تل اويو مسكو، رياض مسكو، رياض انكارا و واشنگتن با همه محيط پيراموني ما و قدرت‌هاي بزرگ، در همين راستا قابل ارزيابي است.

٤- محيط داخلي كشور، بعد از دوران انتخابات، شاهد افت و خيز و نوسانات شديد بود،
چنين نوساناتي، قاعدتاً پيام تضعيف را صادر مي‌كند.
كشاندن عمليات تروريستي در قلب پايتخت و نيز مناطق مستعد چالش و درگيري، بر حسب تحليل و برنامه “درگير نمودن تهران در جنگي گسترده داخلي و بيروني”، هم يك “سونداژ” بود و هم يك چاشني انفجاري.
شكست تروريست‌ها و انهدام خطوط نفوذ و عقبه انها، بخش مهمي از طرح دشمن و رقيب را عقيم كرد.

٥- عبور ج اا از بحران داغ، نيازمند يك راهبرد فراگير و دقيق و همه جانبه است.
انسجام همه توان ملّي و ترتيب اهداف فوري و ضروري ، بسيج نمودن قواي راهبردي ملّي، و إثبات امادگي كامل جهت مديريت و كنترل بحران  و تسلط بر شرايط، از شروط لازم عبور از بحران است.
تحرك مكمل و همپوشاني قدرت عملياتي و ديپلماتيك كشور، در سطوح عالي و مياني، شرط كافي براي كنترل بحران است.

٦- وارد اوردن ضربه بر مغز طراحي دشمن، و نيز استفاده از امكان تلافي بازدارنده، در چارچوب “استراتژي ضربه دوم”، در شرايطي كه تشريح گرديد، بسيار ضروري و لازم بود.
حمله موشكي سپاه به يك مركز عملياتي مهم داعش، به نحوي كه هيچ تلفات غير نظامي نيز بر جاي نداشت، و بوسيله موشكهاي قابل هدايت و “نظارت گريز”، از چند نقطه مختلف، و گرفتن تلفات قابل ملاحظه از تروريستها، همزمان پيامهاي متعددي را ارسال كرد.
اين عمليات، نشانگر تفاوت ماهوي ايران، با همه ديگر قدرتهاي منطقه، بلحاظ اقتدار و پيچيدگي رفتار استراتژيك است.

٧- ضربه موشكي صاعقه وار سپاه،
اولا مغز اناليز و طراحي ايالات متحده را هدف قرار داد.
دوم، پيامي صريح براي رژيم صهيونيستي بود كه، “تصاعد بحران، يعني ناامن شدن تمام نقاط فلسطين اشغالي،
سوم، پيام به رياض، كه جنگ فراگير، نخستين قرباني خود را در شبهه جزيره عربستان خواهد گرفت،. اين يك هشدار رسمي بود.
چهارم، پيام به ديگر حاميان تروريستها، كه ، ختم پروژه تروريسم در شامات، نميتواند اغاز دست اندازي بر محيطهاي حساس سوريه و عراق باشد،
پنجم، پيام به تروريستها، كه، مرگتان به أشد وجه نزديك است، تا اخرين نفرات شما، و در عمق مخفي گاه تان.
ششم، پيام به جهان، كه، ايران در نابود سازي تروريسم بدون زمان و مكان، جدي و مجهز است. نگران نباشيد، كه برخورد قاطع، در صورت لزوم، قطعي خواهد بود.

٨- يك نكته بسيار ضروري آن‌كه،
برنامه جامع صلح سازي و ثبات افريني در پيرامون ايران و سرتاسر منطقه، قطعاً مستلزم هماهنگي كامل همه قواي ملّي ايران است.
هماهنگي ديپلماسي رسمي، با ديپلماسي پنهان، و ديپلماسي امنيتي، ديپلماسي دفاعي و نيز پلان تعامل منطقه اي و بين المللي كشور با نيروهاي صلح جو و ثبات خواه، حتما ميبايست به موازات پيامهاي قاطع بخش دفاعي، تنظيم شده باشد و پيش و حين و بعد از هرگونه اقدام موثر نظامي و عملياتي، به اجرا گذاشته شود.
فعاليت دستگاه ديپلماسي كشور در نقد كردن دستاوردهاي سياسي و ديپلماتيك اين اقدام هشدار دهنده و بازدارنده، فوق العاده ضروري است.
اي بسا در صورت عدم اجراي پلان مكمل، چنين اقدام موثر و ضروري ، بطور ناخواسته تبديل به عاملي براي تصاعد بحران و گسترش درگيري شود.
هرچند كه ج اا، براي پاسخ قاطع و ضربه بازدارنده دوم، هميشه اماده است، امّاٰ،
قرار گرفتن در كانال توسعه نبرد و تصاعد جنگ، از اهداف دشمن است، و تسهيل كننده طرح “تجزيه و تركيب منطقه”.

اقتدار روزافزون برادران دلاور و تيزهوش و باذكاوت مان، در نيروهاي مسلح، بويژه سپاه پاسداران، را ارزو داريم.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *