الزامات راهبرد تنش صفر منطقه‌ای

[ad_1]

رئیس‌جمهور اخیرا در سخنانی به این موضوع اشاره کرد که ایران به‌جای آنکه قوی‌ترین کشور منطقه باشد باید در پی قوی‌تر شدن منطقه باشد. این صحبت یک رویکرد جدید و خوب نسبت به منطقه است. در حقیقت خوب بودن این رویکرد به پروژه ایران‌هراسی رژیم صهیونیستی باز می‌گردد که به نوعی عربستان نیز درگیر این قضیه شده است. اینها سرمایه‌گذاری زیادی در دنیا کردند که پروژه ایران‌هراسی را پیش ببرند و ایران را به انزوا بکشانند. این پروژه انزوای ایران و ایران‌هراسی می‌تواند بسیاری از منابع کشور را هدر دهد، اجازه ندهد اقتصاد ایران شکوفا شود، سدی برای ورود سرمایه‌گذاری خارجی باشد و همچنین نگذارد درصد تولید و اشتغال بالا برود.

همچنین تبعات امنیتی حاصل از این وضعیت برای مملکت قابل تحمل نیست بنابراین بهتر است که ایران همزمان با اینکه موقعیت خود را تقویت می‌کند و قوی می‌شود اجازه ندهد این قوی شدن باعث ایجاد ترس، ضعیف شدن یا تلقی شکست کشورهای منطقه باشد. اگر بتوانیم یک الگوی همکاری منطقه‌ای طراحی کنیم شاید بتوانیم در همکاری با کشورهای منطقه روندی را در پیش بگیریم که بسیاری از مشکلات منطقه مخصوصا تنش‌ها و درگیری‌ها و کمبود مصالحه سیاسی را از بین ببرد. بنابراین این مساله که ایران می‌خواهد قدرتمند شود خوب است اما اگر این قدرت را به‌صورت قدرت نرم در حوزه‌هایی مانند علم، تولیدات، اشتغال و مدل توسعه سیاسی-اجتماعی و اقتصادی‌مان هم تعریف کنیم، بسیار عالی است. ولی در عین حال باید به این نکته توجه داشت که نباید نوع قدرت سخت ما باعث ترس همسایگان و دور کردن آنها از ایران شود. این مجموعه می‌تواند تبدیل به تولید الگوی همکاری‌های منطقه‌ای شود. این نکته را نیز باید توجه داشت که ما شاید از نظر توازن منطقه‌ای و همسایگانی که در کنار خود داریم خیلی نتوانیم از آنها چیزی بگیریم یا چیزی عایدمان شود. بنابراین در درجه نخست ما نباید خیلی امید داشته باشیم که از همسایه‌ها خیلی چیزی عاید ما شود و به این موضوع نیز باید توجه داشت که حق انتخاب همسایه را نداریم و همسایگی به‌صورت جبر است. اما در عین حال می‌توانیم برای روندی که ایجاد ترس نکند به سمت همکاری‌های منطقه‌ای حرکت کنیم که این مساله بازتعریف مجددی از تقویت منطقه به‌جای تقویت کشور است. در این میان در برخی از تحلیل‌ها از این سخنان رئیس‌جمهور این‌گونه برداشت کرده‌اند که شاید ایران می‌خواهد نوعی برجام منطقه‌ای را در پیش بگیرد. اما سوال اینجا است که آیا مدل برجام برای حل مشکلات منطقه‌ نیز پاسخگو خواهد بود یا خیر. در این خصوص باید گفت به دلیل حساسیت درست یا اشتباه گروه‌های سیاسی و دیدگاه برخی اشخاص که فکر می‌کنند برجام برای ایران منافع نداشته است بهتر است از این عبارت برای همکاری‌های منطقه‌ای استفاده نشود.

اما اگر این را در‌نظر بگیریم که برجام رویکرد همکاری‌های بین‌المللی ماست می‌توان به نوعی عنوان برجام را برای این همکاری‌ها نیز در نظر گرفت. البته برجام نه به این مفهوم که چرتکه بیندازیم که چه امتیازاتی می‌دهیم و چه امتیازاتی خواهیم گرفت بلکه به این مفهوم که ما با یک رویکرد جدیدی به منطقه نگاه کنیم که زهر دشمنان را چه در داخل و چه خارج کم کنیم و حلاوت همکاری‌ها بین همسایگان را افزایش دهیم. این مجموعه باعث می‌شود به نوعی قدرت مصالحه منطقه‌ای افزایش پیدا کند و افزایش قدرت مصالحه منطقه‌ای نیز باعث ایجاد گفتمان‌هایی می‌شود که می‌تواند منجر به بهبود اوضاع معیشتی، رفاه و دیگر مسائل مورد نیاز منطقه شود. کف این مساله عدم ایجاد تشنج و تنش منطقه‌ای است زیرا وقتی منطقه ناامن شود دامن همه را خواهد گرفت و جدا از مسائل امنیتی دیگر در هیچ کشوری سرمایه‌گذاری صورت نخواهد گرفت. بنابراین اگر ما به‌عنوان مجموعه کشورهای منطقه‌ای در پی آن هستیم که با سرمایه‌گذاری‌های مشترک و استفاده از توانمندی‌های مالی کشورهای مختلف شامل توانمندی‌های فناوری و مدیریتی بتوانیم این روند را ادامه دهیم تا سرمایه‌گذاران خارجی به منطقه بیایند و از توانمندی‌های آنها برای بهبود اوضاع معیشتی و رفاه مردم استفاده کنیم، این مساله می‌تواند به تعامل منطقه‌ای کمک کند. اگر این تعامل منطقه‌ای را با هدف تهیه الگوی توسعه منطقه‌ای به نام برجام بخوانیم ایرادی ندارد اما من اگر خود بخواهم عنوانی بر این همکاری‌ها بنهم، تعامل منطقه‌ای را بهتر می‌دانم.

در نهایت یکی از مشکلاتی که ممکن است در راه تعاملات منطقه‌ای به چشم آید و مطرح شود بحث اختلافات ایدئولوژیک است که بعضا به‌عنوان مانعی بر سر تعامل و گفت‌وگوها مطرح می‌شود. اما من معتقدم مباحث ایدئولوژیک نباید محل اختلاف باشد زیرا در دنیا بسیاری از کشورها با هم اختلاف ایدئولوژیک دارند اما می‌توانند با هم همکاری ‌کنند در منطقه نیز اگرچه اختلاف ایدئولوژیک وجود دارد اما می‌توانیم با هم همکاری کنیم. در واقع ایران و عربستان به‌عنوان پرچمداران دو مذهب شیعی و سنی می‌توانند با در نظر گرفتن خطوط قرمز با هم مصالحه کنند. اکنون که بن‌سلمان که به عنوان یک فرد تندرو و ضدایرانی بعضا در رسانه‌ها معرفی شده در عربستان قدرت گرفته باید برای حداکثر‌سازی منافع ملی خود و با تبعیت از راهبرد تنش صفر در منطقه، به چنین فردی کمک کرد تا با اصلاحات خود، هم عربستان دیگر داعش پرور نباشد و هم به دست داعش مسلک‌ها اداره نشود. کار با عربستان سخت است و نیاز به زحمت و اراده قوی برای تنش‌زدایی دارد. سعودی‌ها اگر چه در سوریه و یمن و حتی در داخل شورای همکاری با مشکل روبه‌رو شده‌اند ولی به صراحت می‌گویند ما به حرف اعتماد نداریم و باید اعمال دو طرف مبنای طراحی جدید برای روابط دو کشور قرار گیرد. ما می‌توانیم با اقدامات و اعمال سعودی‌ها در یمن و نسل‌کشی آنها و اقداماتشان در بحرین و سوریه مخالف باشیم اما این مخالفت نیازی ندارد روابط دو کشور دائما در آستانه تحمل قرار گیرد که یک جرقه بتواند بشکه باروت نهفته در منطقه را به آتش بکشد. بنابراین حتی اختلاف سیاسی را نیز می‌توان با قدرت مصالحه و گفتمان‌سازی حل‌وفصل کرد. یعنی اگر ما قادر به گفتمان‌سازی باشیم و آن را بستر یک تعامل منطقه‌ای قرار دهیم دیگر نیازی نیست که روی اختلافات متمرکز شویم و به‌جای آن می‌توانیم روی اشتراکات سرمایه‌گذاری کنیم. بنابراین مجموعه این شرایط باعث می‌شود قدرت مصالحه و تحمل ایران افزایش پیدا کند و این‌گونه تلقی نشود که برد ایران به منزله شکست دیگری است. این الگویی است که باید در تمام مذاکرات به کار گرفته شود و هر کشوری اگر به دنبال توسعه است این توسعه نباید به ضرر یک کشور دیگر باشد. در نتیجه به‌نظر من نظر رئیس‌جمهور نیز بیشتر معطوف به این مساله است که ما با یک تعامل منطقه‌ای و تفاهم بتوانیم مشکلات‌مان را حل کنیم همچنان‌که در گذشته نیز مشکلات بسیاری در منطقه وجود داشت اما حل‌وفصل شده است

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد – شماره 4089 تاریخ چاپ:1396/04/19 . کد خبرDEN-1107723• با عنوان پاتک به پروژه ایران‌هراسی و اصلاحات جزئی (مصاحبه- یاداشت).

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *